جزوه مدیریت احساسات از حجة الاسلام سید محسن موسویان :: ترنم مهر

ترنم مهر

سبک زندگی واقعی چیست...؟

به نظر میرسد فایل های جاوا اسکریپت به درستی بارگذاری و اجرا نشده است ، لطفاً دوباره صفحه را بارگذاری بفرمایید .
امضا شده : ۴ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۵۵
جزوه مدیریت احساسات از حجة الاسلام سید محسن موسویان

مقدمه
واژه «انسان» بنا بر این که از ریشه انس مشتق شده باشد، نمایانگر این است که در وجود او میل به انس گرفتن و مأنوس واقع شدن نهفته است.

اما آن چه در این میانه اهمیت دارد کیفیت و چگونگى استفاده از این میل است و بررسى آسیب‏هاى بى ضابطه بودن آن و این که خداپسندانه ‏ترین و عاقلانه ‏ترین نوع آن کدام است؟ ما در بین جوانان که این مسأله محبت ورزیدن و دوستى کردن شیوع بیشترى دارد، کم و بیش با نوعى بحران و مسئله‏ اى به نام دوستى با جنس مخالف مواجه هستیم. نوشتار حاضر پیرامون این مسأله به بحث می پردازد و آسیب‏ هاى روابط بین دو جنس مخالف و دوستی هاى طرفینى را مشخص می نماید و دلایل مخالفت با این گونه دوستی ها را تبیین می نماید.
در ارتباط با رابطه و پیوند دو جنس مخالف به طور کلی سه دیدگاه مطرح است:
1. دیدگاه افراطی: در این نگرش هر گونه ارتباطی با جنس مخالف آزاد و بدون مانع است. (رویکرد لیبرالیستی) به بیان دیگر هیچ گونه حد و مرزی برای این پیوندها وجود ندارد و آزادی مطلق بر آن‏ها حاکم است. فروید و پیروان وی مدعی هستند. اخلاق جنسی کهن بر اساس محدودیت و ممنوعیت است و آنچه ناراحتی بر سر بشر آمده است از ممنوعیت‏ ها و محرومیت‏ ها و ترس ‏ها و وحشت‏ های ناشی از این ممنوعیت‏ ها که در ضمیر باطن بشر جایگزین گشته، آمده است. برتراند راسل نیز در اخلاق نوینی که پیشنهاد می ‏کند، همین مطلب را اساس قرار می‏ دهد. راسل در کتاب«جهانی که من می‏شناسم» می‏گوید: «اگر از انجام عملی [رفتار جنسی] زیانی متوجه دیگران نشود، دلیلی نداریم که ارتکاب آن را محکوم کنیم»  
2. دیدگاه تفریطی: بر پایه این رویکرد، هر گونه ارتباط و پیوند با جنس مخالف مردود و مورد نکوهش می‏ باشد. این دیدگاه درست در مقابل دیدگاه افراطی است. وستر مارک مثال‏ های زیادی از این فکر عجیب مبنی بر این که «چیز ناپاک و تباهی در روابط جنسی وجود دارد» ذکر می‏ کند. راسل در جای دیگر می‏گوید: پدران کلیسا از ازدواج به زشت‏ ترین صورت یاد کرده ‏اند. هدف ریاضت این بوده که مردان را متقی سازد، بنابر این ازدواج که عمل پستی شمرده می‏شد بایستی منعدم شود. «با تبر بکارت درخت زناشویی را فرو اندازید» این عقیده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است.  
3. دیدگاه اعتدالی: بر اساس این دیدگاه نه آزادی مطلق و رها پذیرفته شده است و نه محدودیت و منع هر گونه رابطه، بلکه ارتباط بین دو جنس مخالف در یک چهارچوب [Context] مشخص تعریف شده است. دیدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالی) است.
متن پیش روی شما سعی دارد ما را با نگرش اعتدالی اسلام نسبت به این نیاز انسان آشنا و پیامدهای روابط نا مشروع را با دلیل منطقی بیان نماید . البته منظور ما از دوستى دختر و پسر « آن نوع رابطه‏ اى است که صمیمانه و گرم و عمدتاً پنهانى باشد که از طریق دیدارهاى مخفیانه، رد و بدل کردن نامه، تلفن و ... ایجاد می ‏گردد» .
آنچه قبل از پرداختن به بحث لازم و ضروری است ، بررسی نظر اسلام به عنوان یک دیدگاه تعادلی است. هر انسان سلیم النفسی با توجه به دلایل عقلی به راحتی می تواند دریابد اسلام در حال حاضر تنها دین نجات دهنده بشریت بوده ، و او را به اوج عظمت روحانی خویـش می رساند. لیکن برای آنکه جوانان عزیز ما با قوت بیشتری دراین مسیر قدم بردارند توجه به موارد ذیل بی تاثیر نمی باشد .
هاکنج جامعه شناس بزرگ آمریکایی می گوید: « راه پیشرفت کشورهای اسلامی این نیست که از نظام ها و ارزش های غرب تقلید کنند و آن را در زندگی خودشان بکار گیرند ... در نظام اسلامی نه تنها هر نوع استعداد و آمادگی برای پیشرفت و تکامل وجود دارد بلکه قابلیت تطور نظام اسلامی از بسیاری از نظام های دیگر بیشتر است »  ولتر با آنکه در ابتدای زندگی با اسلام مخالف بود ولی بعد از 40سال می نویسد « دینی که محمد(ص) آورده است بی شک از مسیحیت برتر است » وی درمورد «اربین لوتر» که او را تا حد پرستش می ستاید می گوید :« لوتر لیاقت آن را ندارد که بند کفش محمد (ص) را بگشاید » تلستوی یکی از فلاسفه بزرگ روسی می نویسد : « شریعت محمد(ص) به علت توافق با عقل و حکمت در آینده جهانگیر خواهد شد » .
آنچه که امروز جامعه شناسان و روانشناسان بحران روابط جنسی در سراسر عالم معرفی می کنند جز با بازگشت مردم به دین فرو نخواهد نشست . بشریت امروز مانند تشنه ای است که هرچیزی جز آب به او بدهی؛ سیرابش نمی کند ، بلکه بر تشنگی او می افزاید . روح آدمی جز در سایه سار ذکر او آرامش نخواهد یافت «اَلا بِذِکرِ اللهَ تَطمَئِنُّ القُلوب» . چون اصل او چیزی جز آن حقیقت ناب نیست « نَفَختُ فیهِ من رُوحیِ » .
 
ضرورت بحث در مورد روابط پنهانی

 
1. لزوم توجه به ابعاد متعالی انسان اعم از مرد و زن
انسان دارای ابعاد مختلفی است؛ برخی از آنها بسیار متعالی و برخی دیگر هم با بخش حیوانی مرتبط هستند. انسان فعالیت‌های متفاوتی انجام می‌دهد و توانایی‌های متعددی دارد که با توجه به توانایی‌ها و نوع فعالیت‌ها می‌تواند اهداف مختلفی برای خود انتخاب نماید. حال در صورت گسستگی روابط مردان و زنان ، به دلیل آسیب‌پذیری انسان ها در این رابطه و حاکمیت غریزه، ابعاد متعالی آدمی تحت الشعاع قرار گرفته و عقربة ذهنی و رفتاری افراد به سمت مسایل جنسی و حواشی آن رفته و هر یک از آنها از ابعاد متعالی خود و دیگری غفلت می‌ورزند.
هنگامی که انسان دریافت همه ابعاد او فقط جسم او نیست، و حقیقت او روح اوست و بدن ابزار کمال است؛ دیگر به ابزار به عنوان هدف نگاه نمی کند. اگر انسان ارضاى غرایز و شهوات را تنها هدف زندگى بداند، دیگر معنا ندارد که راه مخصوصى را براى آن در نظر بگیرد، بلکه در نظر او هر عاملى که بهتر و بیش تر در خدمت شهوات قرار گیرد، (چشم چرانى، روابط نامشروع، خودارضایى، میل و اعتیاد به تماشاى عکس ها و فیلم هاى مبتذل و...) موجه پسندیده خواهد بود; هرچند در ستیز با ضوابط عقلى و دینى باشد و به نابودى شرافت انسانى و جامعه ى بشرى منجر شود.
عامل اصلى انحرافات اخلاقى و تضعیف باورهاى اعتقادى در غرب، همین طرز تفکر ، یعنى نگرش استقلالى به غرایز است. این مسئله باعث شده که تمامى ارزش هاى انسانى زیرپا گذاشته شود و افراد در مسیر انحطاط و تباهى سیر کنند.
روشن است که سرکشی شهوت عقل را ناکارآمد می‌کند. همانطور که  حضرت علی (ع) فرموده‌اند: «که بر اثر هوس و شهوت عقل و خرد از بین می‌رود» . در واقع مشکلات و معضلات اخلاقى و اجتماعى، چون: قتل، جنایت، خودفروشى، اختلالات روانى، تزلزل پیوند خانوادگى و... همه معلول اصل لذت جویى و حکومت غرایز و روابط آزاد و مختلط و از میان رفتن اهداف بلند انسانى است.

 
2. مشخص شدن کرامت زن
زنان در طول تاریخ تمدن بشری روزهای سختی را پشت سر گذاشتند که همة آن رنج‌ها معلولِ به فراموشی سپردن «انسانیت زن» بوده و در قرن حاضر به بهانة دفاع از زنان، مشکلات جدیدی دامن گیر آن‌ها شده که ناشی از نادیده گرفتن «زن بودن» زن و توانایی‌ها و نیازهای او است. آیا به راستی زن محکوم است که یا دچار گرفتاری‌های سابق باشد و یا درگیر معضلات حاضر؟! سخن در این است که زن می‌تواند با انتخاب راهی منطقی و یا پرهیز از تجدّد مآبی و تحجّرگرایی که ناشی از «جهل به دین» و «جمود ناصحیح» بر آن است به اعتدالی پویا رسیده و به شکوفایی استعدادهای خویش دست زند.
در رواج بی‌بند و باری جنسی این زنان هستند که بیشتر متضرر می‌شوند، چرا که در این صورت زنان در ارزیابی مردان، به آبژه‌های جنسی تبدیل می‌شوند و تنزل زنان تا به این حد، بدترین شکل ممکن از سقوط شخصیت آدمی است. اگر زنان به خاطر جاذبیت‌هایشان مورد علاقه واقع شوند و بر این اساس با کسی پیوندی مقدس به نام ازدواج ببندند در حالی که دیگر امتیازات شخصیت آنها هم دیده شده و در مجموع یک همراه و شریک در زندگی‌ای متکامل به حساب آیند، ابداً مذموم نیست. لکن وقتی فقط از لحاظ مسایل شهوانی مورد نظر آیند، بسی خسران نموده و حقیرانه زندگی خواهند کرد. در ادله و روایات موارد قابل توجهی وجود دارد که به مردانی که درصدد ازدواج هستند توصیه می‌کنند که زنان را فقط بابت جمال ظاهری‌شان نخواهند و به ابعاد دیگر و شخصیت باطنی‌شان توجه کنند. در واقع شیوع نگاه ظاهربین و غلط باعث می‌شود از توان بالقوه و بالفعل زنان در جهات مختلفی که با پیشرفت جامعه مرتبط است غفلت شده و خود فراموشی مفرطی را نیز در زنان باعث گردد.

3. داشتن خانواده و نسلی سالم در آینده
بدیهی است که انحصار تلذذات جنسی در خانواده زمانی ممکن است که در صحنه علنی جامعه مردان و زنان از این حیث در اختیار یکدیگر نباشند. دسترسی آسان به تأمین غرایز از طرق نامشروع علاوه بر آنکه مردان و زنان متاهلی را که از نظر ایمان و تقوی سست بنیاد هستند ، در معرض آسیب قرار می‌دهد، با بالابردن آستانة لذت و کامیابی و توقعات رو به تزاید مردان و زنان از یکدیگر بر فروپاشی خانواده اثر بیشتر می‌گذارد. مردان و زنان در مراودات آزاد خود با غیر همسر مداوم در فکر مقایسه همسر خود با نمونه‌های جدیدند و با این کار احساس رضایت خود را نسبت به خانواده و همسر خود از دست می‌دهند.
علاوه بر امر فوق وجود این روابط انگیزه‌های اولیه تشکیل خانواده را از بین می‌برد یعنی در پایین کشیدن آمار ازدواج موثر است. در شرایطی که تشکیل خانواده مؤونه و زحمت زیادی در بردارد و بر دوش هر یک از طرفین مسئولیت‌هایی می‌نهد، وجود روابط آزاد باعث می‌شود که متاسفانه افراد از نامطلوب‌ترین راه ممکن غرایز خود را تأمین کنند و فارغ از مسئولیت‌های خانوادگی در لذت‌جویی افراط نمایند. اباحیگری و بی قید و بندی در رفتارهای جنسی و انتخاب دوست و رفیق (به جای همسر و شریک زندگی) مهمترین عاملی است که در کشورهای توسعه یافته باعث پیدایش انواع خانواده‌ها (تک والدی، زوج‌های آزاد، مادران مجرد و...) شده است . روند همراه با آزادی روابط خانواده غربیان را تحت تاثیر قرار داده که مهمترین مشکل آنان بالارفتن سن جامعه و دوری از فرزند دار شدن است . تا جایی که بیشتر کشور های غربی برای کسانی که صاحب فرزند می شوند جایزه معین می نمایند . آلوین تافلر نسبت به کشورش می گوید « اگر ما خانواده هسته ای را متشکل از یک شوهر شاغل و یک زن خانه دار و دو کودک بدانیم و سوال کنیم چند نفر از آمریکاییان هنوز در این نوع خانواده زندگی می کنند، پاسخ حیرت آور است  7% از کل جمعیت ایالات متحده . 93% از جمعیت در چار چوب این مدل ایده آل موج دومی نمی گنجند» 

 
4. برخورد مناسب با کسانی که دارای روابط نامشروع هستند
یکی دیگر از ضرورت های بحث دانستن راه کارهای گفتگوی دوستانه با افراد دارای روابط است . آنچه که در بعضی از مواقع به چشم می خورد برخورد غیر عقلانی و نا آگاه نسبت به این گونه از دوستی هاست ، که در بعضی از موارد منجر به گریز جوانان از دین و پی نبردن به عظمت اسلام برای تعالی آنها می گردد. و با برخورد منطقی مربیان، اولیاء و دوستان باعث از حل شدن بحران امروز کشورمان خواهیم بود . 


۵. جلوگیری از گسترش فساد و مشکلات اجتماعی
روابط نامشروع  و آزادی روابط دختران و پسران اثرات مخرب زیر را بر خانواده می گذارد همچون :
1ـ بارداری های ناخواسته: افزایش بارداری های غیر رسمی و زود هنگام یکی دیگر از آثار شوم روابط آزاد دختر و پسر است. آندره میشل در این باره می نویسد: « بیش از چهل درصد زنان امریکایی که پیش از بیست سالگی ازدواج می کنند. به علت روابط آزاد پسر و دختر،‌ قبل از ازدواج باردار هستند. در نروژ 90% دخترانی که در سن کمتر از هیجده سال ازدواج می کنند، باردار هستند و در سوئد و آلمان نیز همین مطلب صادق است »« از هر پنج دختر انگلیسی که به کلیسا می رود یک نفر حامله است ، و در هرسال 50 هزار سقط جنائی انجام می گیرد »
متناسب با افزایش نرخ بارداری های ناخواسته، آمار سقط جنین در کشور های غربی که دختر و پسر پیش از ازدواج روابط آزاد دارند رو به تزاید است. به ادعای وی اکثر موالید،‌ مربوط به زنان پایین تر از بیست سال مربوط به روابط آزاد دختر و پسر بوده است.
2 ـ روسپی گری : پدیدة شوم روسپی گری به ویژه در بین دختران جوانی که به طور ناخواسته صاحب فرزند نامشروع شده اند، در جوامع غربی شایع است، زیرا فرزندان ناخواسته، فرصت های اشتغال و تحصیل را از مادران گرفته، آنان ناچارند برای تأمین هزینه های زندگی و رهایی از فقر، به هر کاری رو آورند .
 
عوامل ایجاد کننده روابط
بحران بلوغ جوانان از پدیده های طبیعی در جوامع مختلف است که تحت تاثیر شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه قرار می گیرد و عوارض متفاوتی را به دنبال دارد. نیازهای روحی و روانی جوانان در دوران بلوغ به بحران های جنسی و ناهنجاری های اجتماعی و رفتاری در جوانان منجر می گردد. به طور کلی موارد زیر را می توان از عوامل ایجاد کننده روابط نام برد:   
 

1. غریزه ى جنسى : یکى از غرایز نهفته در نهاد انسان است که همانند سایر غرایز، خواست طبیعى خویش را طلب مى کند و انسان ناچار است به این غریزه پاسخ بگوید. اما آنچه انسان را از حیوان ممتاز مى سازد، حکومت عقل بر اعمال انسانى است و از آن جا که در انسان، غرایز مختلفى وجود دارد و هر یک از آنها بر اساس حکمت و هدفى در نهاد او قرار گرفته است، سعادت و خوش بختى و دست یابى به آرامش واقعى او در گرو پاسخ گویى متوازن و متعادل به این غرایز است. تمرکز بیش از حد روى یک غریزه و ترجیح دادن آن بر دیگر خواسته هاى عقلایى و فطرى، همانند رشد نامتعادل یکى از اندام ها ـ مثلاً یک دست ـ و متوقف شدن رشد سایر اعضاست. بى شک چنین هیکلى ناقص و بدمنظر خواهد بود.
 

2. گرایش به محبت کردن و دوست داشتن : در این سنین جوانان خواهان روابط دوستانه و هم سخن شدن با یکدیگرند. اریکسون، یکى از روان‏شناسان غرب، می گوید: «جوان در این مرحله می ‏خواهد روابط دوستانه نزدیکى با دیگران پیدا کند؛ ارزشمندترین و مهم‏ترین هستى و دارایی ‏اش را به فردى دیگر هدیه دهد؛ در پى یافتن هویتى جدید است و گمان میکند خانواده و والدینش نمی ‏توانند از وى حمایت کنند» . بنابراین، اگر این نیاز در محیط خانوادگى به خوبى تأمین نشود یا لطمه بیند و مخدوش شود، نیاز به محبت و ابراز محبت و برقرارى ارتباط دوستانه‏ اش دچار اختلاف خواهد شد؛ به عبارت دیگر، دختر و پسرى که عواطف و احساساتشان در درون خانواده ارضا نشود و در جمع خانوادگى احساس غربت و تنهایى کنند، در فضاى باز و آزاد جامعه طعمه افراد فرصت طلب و سودجو می ‏شوند؛ به راحتى در دام افراد شیاد می ‏افتند یا حداقل میل متقابل آن‏ها و جنس مخالف سبب می ‏شود آن‏ها به بهانه‏ هاى مختلف از قبیل آشنایى براى ازدواج و تبادل نظر درباره مسائل علمى و درسى آگاهانه یا ناخودآگاه در جهت تأمین و ارضاى این نیازشان گام بردارند؛ البته با روشى غلط و غیر قابل قبول که مشاهده ‏اش شما را می رنجاند.
هر انسان سالمى به این نکته اعتراف می ‏کند که در وجود خود میل را احساس می کند. آیات و روایات نیز این اصل را مسلّم فرض کرده و از این رو بیشتر به جهت دهى صحیح این گرایش پرداخته است؛ مثلاً حقوق دوستان بر یکدیگر، شرایط دوست خوب، وظایف دوست در قبال دوست، دوست بد و پرهیز از آن ویژگی ‏هاى آن‏ها را بیان داشته است. نتیجه این که این میل و گرایش که نعمتى است بس عظیم، مثل سایر امیال (میل به غذا،...) باید هدایت و کنترل شود و در مسیر صحیح قرار گیرد تا بتواند در جهت کمال و رشد انسان مفید واقع شود. پروردگار ما در این زمینه هم مثل سایر موارد، به واسطه پیشوایان دین ما را راهنمایى کرده است و مسیر صحیح استفاده از این گرایش و مسیر ناصحیح آن را نشان داده است که این به خاطر اهمیت وجود دوست در سرنوشت انسان می ‏باشد، چرا که دوست هم می ‏تواند انسان را به قله‏ هاى کمال و سعادت برساند و هم می تواند باعث ضلالت و گمراهى انسان گردد؛ کما این که در آیات و روایات اشارات فراوانى به این مهم شده است، از جمله آیات: «یَا وَیْلَتِی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَاناً خَلِیلاً» «الْأَخِلاَّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ»
 

3. الگو گرفتن از منابع غیر خودى‏: متأسفانه بخش قابل توجهى از جوانان ما ارزش‏ها و هنجارهاى اجتماعى خود را از محیط هاى غیر خودى و غیر اصیل جوامع دیگر می گیرند. بی ‏تردید گسترش ارتباطات اجتماعى و توسعه آن و نیز گسترش و توسعه تکنولوژى و وسائل ارتباط جمعى و «پدیده جهانى شدن در همه عرصه‏ هاى فرهنگى، اجتماعى، سیاسى و...» در این خودباختگى و روى آوردن به فرهنگ بیگانه نقش اساسى دارد. این امور سبب می ‏شود جوانان فرهنگ‏ها و ارزش‏هاى دیگر جوامع را الگو قرار دهند و به گمان این که این گونه روابط عامل رشد و نشانه کمال و جرأت و وسیله ابراز شخصیت است، به آن روى آورند. در این میان، مسأله رقابت جوانان و به رخ کشیدن خود براى همسالان نقشى عمده ایفا می ‏کند. آقای نیل پستمن در کتاب خود می نویسد « نظام تکنوپلی آمریکا بر آن است تا مجموعه جهان را به اسارت خود درآورد . انهدام نهادهای مذهبی و مدنی و تاریخی و فرهنگی تنها راه وصول و حصول به این هدف است .... ماهواره های ارتباطی، تصویری و شبکه های جهانی تلویزیون عهده دار این رسالت است ، تا در رهگذر ساختن بسترهای عِشرت و سرگرمی طرب زا زوال فرهنگ های جوامع را باعث گردند ».  
 

4. الگو گیری از گروه همسالان به خصوص همکلاسی ها : برخى براى این که در جمع دوستان مورد تحسین قرار گیرند و یا دست کم بی ‏عرضه و بی ‏جرأت خوانده نشوند، به دنبال دوست پسر یا دوست دختر می ‏گردند و با آن که به خوبى از عواقب سوء این کارها آگاهند، از آن دست نمی ‏کشند.
 

5. بی توجهی پدران و مادران به الگو های دینی و عدم تربیت صحیح : در روایات از وجود مبارک حضرت علی (ع) پیرامون تربیت فرزند در7 ساله سوم آمده « ثُمَ هو عدُوکَ او صدیقُک »  یعنی در این هفت ساله اگر تربیت صحیح صورت نگیرد فرزند دشمن انسان خواهد شد .
 البته نباید غافل شد عدم تعادل در برخورد صحیح با فرزندان ضربه های جبران ناپذیری بر آنان وارد می کند . همانطور که در روایتی  می فرمایند :« اَکرمُوا اولادَکُم و اَحسنوا آدابکُم » فرزندان خود را احترام کنید و با آنان مودب برخورد کنید. و در جای دیگر می فرمایند:« شرُالآباء مَن دَعاه البرِ الی الافراط» بدترین پدران کسانی هستند که در نیکی و محبت نسبت به فرزندان از حد تجاوز کنند.
موارد زیر راه های برخورد منطقی و جلوگیری کننده با روابط نامشروع فرزندان می باشد:
*    دوستی و رفاقت والدین با فرزندان
*    سخت گیری نکردن در امر ازدواج
*    رعایت حدود شرعی در برخورد با نامحرم توسط والدین (خرما خورده کی منع رطب کند)
*    رعایت پوشش مناسب در مقابل فرزندان (عامل بلوغ زودرس و تهیج فرزندان)
*    آموزش مسائل حرام و حلال و واقعیتهای جنسی به فرزندان
*    شخصیت دهی و عدم خشونت و تحقیر جوانان
 

6.  فرهنگ و باورهای غلط در جامعه :
*    رسانه های جمعی و الگو گیری جوانان از آنها

*    برخوردهای غیر منطقی دستگاه های اجرایی

*    شیوه های نادرست مشاوره بعضی از معلمان و مربیان تربیتی

*    نشر کتابها ، رمان ها ، مجلات و ... منحرف کننده و شکستن قبح روابط نامشروع

 

7.    نقش بی بدیل شیطان در انحرافات:
 همان که گفت : «می خواهم شما را عریان کنم »  کسی که قرآن می فرماید:«اِنّ الشّیطان کانَ لِلاِنسانِ عَدُّواً مُبیناً »  به راستی که شیطان برای انسان دشمنی آشکار است. پس تو هم با او دشمنی کن نه دوستی؛ «فَاتّخِذوُهُ عَدُوّاَ »

 
پیامد روابط دختران و پسران

 
الف. پیامد روابط از دیدگاه دین
1. پشیمانى در قیامت: همان طور که قبلاً اشاره شد، در برخى آیات تصریح شده که در قیامت برخى افراد از این که در انتخاب دوست دقت لازم را نکرده و دوستان ناباب انتخاب کرده ‏اند، پشیمان می ‏گردند:«الْأَخِلاَّءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ» دقت کنید که خلیل یعنى دوست بسیار صمیمى (به زبان امروزى عاشق) باشید. معناى آیه این است که همه دوستی ها و دوستان فرداى قیامت دشمن یکدیگر می ‏شوند، مگر آن دوستی ‏هایى که بر اساس تقوا بنا شده باشد؛ یعنى مورد رضایت خداوند بوده باشد.« یَا وَیْلَتِی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَاناً خَلِیلاً»  کسانى دست حسرت می ‏گزند که اى کاش فلانى را به عنوان دوست انتخاب نمی ‏کردیم. می توان گفت از مصادیق و نمونه ‏هاى روشن دوستی ‏هایى که باعث پشیمانى در قیامت می ‏گردند، یکى همین نوع دوستی هاى متعارف بین دختران و پسران است که بر اساس تقوا و پرهیزکارى نمی ‏باشد.

 
2. نوعى زنا: زنا اقسامى دارد و هر عضو اگر از چارچوبى که خداوند براى آن مشخص کرده فراتر رود، زناى آن عضو را مرتکب شده است.
وجود نازنین پیامبر (ص) می فرمایند: «لکل عضو مِن ابن آدمَ حظٌّ من الزّنا فَالعینُ زناه النظر و اللّسان زناه الکلام، الاُذُنان زناهما السمع و الیدان زناهما البطش و الرِجلان زناهما المشى» براى هر عضوى از اعضاى بدن انسان نوعى زنا وجود دارد؛ زناى چشم نگاه است؛ زناى زبان سخن گفتن؛ زناى گوش شنیدن؛ زناى دست ‏ها لمس کردن و زناى پاها حرکت به سمت گناه. 

 
3. درد بى درمان: آزادى در روابط بین دو جنس مخالف، طبق برخى روایات باعث پیدایش دردهاى فردى و اجتماعى می ‏گردد که درمانى ندارد. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: «باعِدوا بین انفاس الرجال و النساء فَإنّه اذا کانت المعاینةُ و اللقاءُ کان الداءُ الذى لا دواء له» بین مردان و زنان، حریم ایجاد کنید، زیرا شکستن این حریم ‏ها جامعه را دچار دردهای بی درمان خواهد کرد . مولوى گوید:
هیچکس را با زنان محرم مدار             که مثال این دو پنبه است و شرار 

 
4. نهى شدید از خلوت کردن زن و مرد نامحرم: از پیامبر (ص) نقل شده است که فرمودند: «ایّاکَ و الخلوةَ بالنساء والذى نفسى بیده ما خلا رجل بأمرأة إلاّ دخل الشیطان بینهما و لَاَنْ یزحم رجل خنزیر متلطِّخاً بطین و حماةٍ خیر له من ان یزحم منکبه امراة لا تحل له» از خلوت کردن با زنان پرهیزید! قسم به خدایى که جانم در دست اوست، مردى با زنى خلوت نمی ‏کند، مگر این که شیطان وارد می ‏شود. اگر خوکى آلوده به کثافت به انسان بخورد، بهتر است از آن که شانه زن بیگانه‏ اى با مرد نامحرم برخورد کند.

 
5. سلب غیرت: یکى از ویژگی ‏هاى فرد مسلمان، داشتن غیرت و تعصب نسبت به امور مهم و حساس است؛ مثل مسأله دین، ناموس و... . در روایات فراوانى به این مسأله اشاره شده است. از باب نمونه: پیامبر (ص) فرمودند: «انّ الغیرة من الایمان» غیرت از ایمان نشأت می ‏گیرد.  غیرت از صفات خدا نیز شمرده شده است و حتى بعض روایات علت حرمت کارهاى زشت و قبیح را غیرت خدا ذکر کرده ‏اند. از پیامبر (ص) نقل شده است که فرمودند: «الا و ان اللَّه عزّوجلّ حرم الحرام و حد الحدود فما احدٌ اَغَیرَ من اللَّه عزوجل و من غیرته حرّم الفواحش» آگاه باشید! خداوند بزرگ محرمات را حرام کرد و حدود را مشخص کرد. پس کسى غیرتمندتر از خدا نیست و بخاطر غیرتش فحشا را حرام کرد.
بنابراین، ارتباط دوستى با نامحرم از طریق غیرمجاز، نشانه نوعى بى غیرتى نسبت به ناموس مسلمانان و حتى نسبت به ناموس خویش است، چرا که چنین افرادى کم کم از این که دیگران با ناموس آن‏ها دوست شوند ناراحت نمی ‏گردند. لذا امیرمؤمنان علیه السلام می ‏فرمایند:«وَ عِفَّتُهُ عَلَى قَدْرِ غَیْرَتِهِ» پاکدامنى شخص به میزان غیرت اوست.
هر قدر نسبت به ناموس خود احساس غیرت کند، نسبت به ناموس دیگران نیز احترام قائل است. و تجربه هم این مسأله را نشان داده است.
ب. پیامد روابط از دیدگاه عقل :
هرچند آنچه دین برای ما بیان می کند منشاء عقلانی دارد ، ولی برای اطمینان قلبی و دلیل برای کسانی که به مباحث دینی دلبستگی ندارند؛ این قسمت به صورت موید کلام معصوم (ع) بیان می گردد.
روابط به دو دلیل ایجاد می شود:
 1- برای ازدواج
2- برای غیر ازدواج ( نیاز به محبت ، گذراندن اوقات فراغت ، شهوت رانی و... )

 
*    اگر کسی برای ازدواج این روابط را برقرار می نماید که اکثر دختران ما با این نیّت وارد این صحنه می شوند پیامدهای زیر در ردّ ادعای او بیان می کنیم :

 
1.    اکثر این روابط به ازدواج منتهی نمی شود: بیشتر رابطه های پنهانی معمولا بیش از 3-2 سال بیشتر بطول نمی انجامد زیرا عامل اصلی در برقرای رابطه زیبایی هریک از دو طرف بود ، و با دیدن شخصی زیباتر (از قدیم گفتند دست بالا دست بسیاره) تمام حرف ها پشت گوش انداخته می شود و با فرد جدید رابطه برقرار می شود.

 
2.    در صد بالایی از کسانی که موفق به ازدواج می شوند کارشان به طلاق می انجامد: بر اساس یک یافته پژوهشی در آمریکا، زوج‏ هایی که پیش از ازدواج با یکدیگر زندگی می‏ کنند زندگی زناشویی آنها با مشکلات عدیده ‏ای رو به رو است و منجر به طلاق می‏ شود. به دو دلیل این گونه دوستی ها به طلاق کشیده می شود:
الف. به نحوه ایی طولانی شدن دوران عقد است : از لحاظ روانشناسان ثابت شده است که  اگر زمان عقد ـ زمان اوج علاقه و محبت ـ طولانی گردد محبتی که باید قوی می شد و وارد زندگی مشترک شود تحت تاثیر حرف دیگران ناملایمی ها و ... ضعیف گشته ، و هنگامی که در صحنه زندگی مشترک (عروسی) مشکلی پیش می آید دیگر محبت نقش اصلی را بازی نمی کند ، بلکه به تنش بین دو زوج تبدیل می شود .
ب. جو بد بینی و سوء ظن : این گونه دوستی ‏ها و روابط اگر به ازدواج بی‏انجامد پس از مدتی از شکل‏ گیری زندگی جو بدبینی و سوءظن را به دنبال خواهد داشت. پسر به خود می‏ گوید این دختر وقتی به راحتی با من پیوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ایمان قوی برخوردار نیست. بنابراین از کجا معلوم پیش از ارتباط با من، با فرد دیگری طرح دوستی نریخته است. از کجا معلوم که در آینده با این که همسر من است با دیگری ارتباط برقرار نکند؟ دختر نیز همین تصور را نسبت به پسر دارد. بر این اساس این گونه ازدواج‏ ها دارای پایه و اساسی سست و متزلزل است و تجربه نشان داده که سریع منجر به طلاق و جدایی می‏ گردد. به گزارش ایسنا، دکتر «کاترین کوهان»، استاد دانشگاه ایالت پنسیلوانیا گفت: طبق آخرین تحقیقات، افرادی  که پیش از ازدواج با یکدیگر رابطه داشته‏ اند بعد از ازدواج در حلّ مشکلات خود عاجزند، چرا که نسبت به یکدیگر بسیار بدبین هستند. کوهان گفت: طبیعت ارتباطات آزاد این است که زوجین چندان انگیزه‏ ای برای حل درگیری‏ ها و حمایت از مهارت‏ های خود ندارند. وی افزود: به نظر می‏ رسد ارتباطات این افراد زودتر از افرادی که با یکدیگر دوست نبوده اند، سرد و منجرّ به طلاق می ‏شود. وی در پایان گفت: می‏ توانم بگویم رابطه قبل از ازدواج به هیچ وجه سبب دوام زندگی زناشویی نمی ‏شود .

 
3.    فقدان شناخت درست و واقع بینانه: معمولا ادّعا می‏ شود این گونه روابط و دوستی‏ ها به انگیزه ازدواج شکل می‏ گیرد، ولی با کمی دقّت فهمیده می‏ شود، روح حاکم بر این گونه دوستی ‏ها، عشق‏ ورزی کور است نه خردورزی. پای خرد و عقل در میدان عاشقی لنگ است. امام علی علیه السلام می‏ فرمایند: «حبّ الشّیء یعمی و یصمّ»، دوست داشتن چیزی انسان را کور و کر می کند. در حالی که تصمیم‏ گیری درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تکیه بر عقلانیّت و خردورزی ممکن است. دوستی ‏های قبل از گزینش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بین انسان را کور می ‏سازد و اجازه نمی ‏دهد تا یک تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود. این نوع انتخاب‏ ها که در فضایی آکنده از احساسات و عواطف انجام می‏ گیرد. به دلیل نبود شناخت عمیق و واقع‏بینانه، زندگی مشترک را تلخ و آینده را تیره و تار می‏ سازد. اگر برخی افراد پس از ازدواج متوجه می شدند علاقه ای به همدیگر ندارند دلیل اصلی اش آن است که قبل از ازدواج خوب فکر نکرده اند، خوب مشورت نکرده اند ، خوب مطالعه نکرده اند ، خوب تحقیق و بررسی نکرده اند و شناخت دقیق و کاملی از طرف مقابل بدست نیاورده اند و پس از ازدواج از زوایای تاریکی که قبل از ازدواج و هنگام تحقیق و پرس و جو باید روشن می شد، اطلاع پیدا کرده اند و در یافته اند اشتراک کافی ندارند و یا بر اساس آرمان گرایی های واهی و موهوم و غیر واقعی و یا بر اساس تصمیمات بدون پشتوانه کافی اقدام به ازدواج نموده اند. چه خوب است بدانید بسیاری از آن موارد بر اساس همان عشق ها و علاقه های کاذب و گذرا و لحظه ای تصمیم گرفته اند و نتوانسته اند بخاطر علاقه پیدا شده ، خوب درباره طرف مقابل تحقیق کنند و تصمیم مناسب بگیرند.

................................

*    سوال: برای حل این وابستگی ها و این تصمیمات کورکورانه که نشات گرفته از وابستگی است چه باید کرد؟
جواب :

1.مطئمن باشید بهترین راه حل نهایی آن ازدواج است. یعنی جایگزین نمودن و یا داشتن یک دوست صمیمی دائمی. کسی که با او اندیشه ها، افکار و اهداف و آرزو های شما هم خوانی داشته باشد. بنابراین هر چه سریع تر به فکر ازدواج و یا دوست خوب باشید.

2. ارتباطات اجتماعی تان را با دوستان و هم کلاسی های هم جنس خود بیشتر کنید. با افراد اجتماعی دوست شوید افرادی که شاد و با نشاط هستند در عین حال مذهبی و هم فکر و همراه با رفتار و اندیشه های شما باشند.

3. هر گاه فکر او به سراغ شما آمد, ذهن خود را به موضوع خاصی اعم از مسائل علمی، سیاسی، فرهنگی، دینی، ورزشی و ... مشغول کرده و اجازه ندهید ذهن تان خالی از موضوعی باشد تا موضوع دلبستگی تان به وی فکرتان را مشغول نماید.

4. خداوند بهترین دوست انسان و مونس افراد تنهاست. مطمئن باشید اگر به او دل ببنیدید . قلب تان از محبت غیر خداوند خالی خواهد شد. 5. به جای بیان اوصاف خوب او زشتهای و اوصاف بد او را بیان و تکرار کنید. 6. به گرفتاریهای این ارتباط فکر کرده و انها را برجسته نموده و به عنوان یک معضل به آن بپردازید. 7. پیامدهای از دست دادن رضایت خدا و حمایت خانواده را در برابر این ازدواج در ذهنتان مرتب تکرار کنید به ویژه که این نوع ارتباط ها عاقبت بخیر نخواهند شد.

................................

4.     افت تحصیلی یا رکود علمی: این گونه روابط باعث می‏شود که دو طرف تمام فکر و توجه و تمرکز خود را صرف دیدارها و ملاقات‏ های حضوری و تلفنی خود بکنند و این بزرگ‏ترین مانع برای رشد و ترقی علمی است؛ زیرا تحصیل دانش نیازمند تمرکز نیروهای فکری وروحی است. دل‏ مشغولی و اضطرابی که در اثر این گونه پیوندها پدید می ‏آید بزرگ‏ترین سد راه تعالی علمی و تحصیلی است؛ لذا متصدیان امور علمی مدارس و دانشگاه ‏ها توصیه می ‏کنند ، حتی ایام عقد و نامزدی جوانان در بحبوحه تحصیلات نباشد تا آنان بتوانند با تمرکز بیشتری ، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند. فوکویاما (متفکر آمریکایى) : دانش ‏آموزان آمریکایى شرکت کننده در المپیادهاى جهانى، در مقایسه با کشورهاى صنعتى دیگر، نازل‏ترین رتبه را داشته‏ اند .

 
5.    اضطراب، تشویش و احساس نگرانی: در دوستی‏ های موجود بین دختران و پسران، از آنجا که مقاومتی بسیار قوی از طرف پدر یا مادر یا جامعه برای ممانعت از برقراری این دوستی‏ ها وجود دارد، این گونه دوستی‏ ها با مخاطرات روانی گوناگونی از جمله اضطراب و تشویش همراه است. وجود افکار دیگری چون احساس گناه، نگرانی از تهدیداتی که توسط پسر برای فاش کردن روابطش با دختر صورت می ‏گیرد، یک تعارض درونی و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد. بنابر این وجود چنین دلهره‏ ها و اضطراب‏ هایی که گاهی لطمه ‏های جبران ناپذیری بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسیب‏ های این گونه روابط است .

 
6.    لذت نبردن از زندگی مشترک : هرچه محبوب انسان دور از دسترس و صعب الوصول باشد هنگامی که انسان به آن می رسد بیشتر لذت می برد. حال پسر و دختری که به محض یک نیاز روحی و جسمی آن را برآورده می کنند، در زندگی آینده شیرینی و لذتی که انسان های با عفت می برند را نخواهد داشت . زیرا به این روند ارتباط عادت نموده و هیچ گونه تازگی و جذابیتی ندارد.

 
*    اگر کسی برای غیر ازدواج این روابط را برقرار می نماید دچار چه پیامدهایی میگردد.
1.    اضطراب ومشکلات روحی و روانی :برخى صاحب نظران غربى هم چون فروید  و راسل   آزادى هاى جنسى را عامل آرامش روانى و زدودن عقده هاى درونى مى دانستند، ولى پس از اجراى فراگیر این راه کار در غرب، شاهد افزایش روزافزون آمار بیمارى هاى روانى، خودکشى و جنایت هاى ناشى از ناکامى هاى جنسى هستیم. بسى روشن است که گسترش محرّک هاى جنسى، انسان را به کام جویى بیشتر مى کشاند و هر گونه شکست در این راه، به آسیب بس بزرگ ترى خواهد انجامید.استاد شهید مطهرى(ره) در این باره مى فرماید:(این نوع روابط) هیجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى سکس را به صورت یک عطش روحى و خواست اشباع نشدنى درمى آورد. غریزه ى جنسى هم چون آتشى است که هرچه به آن بیشتر خوراک بدهند، شعله ورتر مى شود. در نتیجه، با توجه به این که روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است، اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیرى روح بشر محدود به حدّ خاصى است و از آن پس آرام مى گیرد. هیچ فردى از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنى از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلى از هوس، سیر نمى شود. تقاضاى نامحدود خواه و ناخواه انجام ناشدنى است وهمیشه مقرون به نوعى احساس محرومیت ودست نیافتن به آرزوها و به نوبه ى خود منجر به اختلالات روحى و بیمارى هاى روانى مى گردد که امروزه در دنیاى غرب بسیار به چشم مى خورد.  دعواها و درگیری هایی که جامعه خودمان را نیز فراگرفته نمونه ای از این بحرانهای روحی وروانی است .به عنوان نمونه  دختر جوانی که به دنبال ارتباط پنهانی متوجه شد با فریب و اغفال باردار شده است و خواستگار خیابانی حاضر به ازدواج با او نیست ، خودسوزی کرد.  
2.    رکود علمی و تحصیلی (قبلا در صفحه 20 توضیح داده شد )
3.    محرومیت از ازدواج پاک : هر انسانی در سرشت و نهاد خویش به دنبال پاکی‏ها و نجابت است. دخترانی که در پی این روابط آلوده هستند در حقیقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و این امر باعث می‏شود که آن‏ها به جرم آلودگی به این روابط شرایط ازدواج پاک را از دست بدهند. البته این گونه روابط ناسالم حتی در ازدواج پسران نیز تاخیر ایجاد می کند البته دختران بیش از پسران در معرض این آسیب قرار دارند.
4.    سقوط وانحطاط در مشکلات جبران ناپذیر : تقاضای کمک و فریادرسی از افرادی است که معمولاً در ابتدای کار به خود مطمئن بوده اند و تصمیم جدی شان آن بوده که وارد ارتباط احساسی و غیر معقول و از نظر اخلاقی غیر صحیح نشوند و صرفا می خواستند در حد ارتباط عادی و یا به قول شما یک سلام و علیکم و یا اظهار محبت باطنی به طرف مقابل و نه بیشتر انجام گیرد. چه خوب است عین جملاتی از چنین افرادی را برایتان بازگو کنیم: « دختری 19 ساله ام ..تا قبل از ورود به دانشگاه با هیچ پسری ارتباط نداشتم ... خودم در اقوام و فامیل از ماجراهای دوست های خیابانی کاملا خبر داشتم و همیشه مواظب بودم ... کم کم با بچه ها خو گرفتم و سلام و احوال پرسی با آنها برایم عادی شد آنها هم به ما سلام می کردند ... مدتی بعد سلام کردن به پسرها هم شروع شد ... تا این که روزی یکی از آنها گفت: ببخشید مدتی است شما را زیر نظر دارم و از اخلاق شما خیلی خوشم آمده اگر لطف کنید مدتی با هم دوست باشیم ... حالم خیلی خراب شد ... حدود 3 ساعت فقط گریه می کردم و افسوس می خورم که ... ».
5.    وابستگی مخرب : با شکل گیری روابط عاطفی بین دختر و پسر و افزایش تدریجی آن، زمینه وابستگی آنها به یکدیگر و تشدید آن فراهم می شود. از آنجا که نیاز به محبت ورزیدن و مورد محبت واقع شدن در دوران جوانی به اوج خود می رسد و فضای نسبتا مناسبی برای ارضاء این نیاز (هر چند به طور غیر صحیح آن) در محیط آموزشی و دانشگاهی معمولاً وجود دارد، علاقه ابتدایی شدت یافته و علی رغم تصمیم اولیه دو طرف یا یکی از آنها، کم کم به وابستگی به یکدیگر تبدیل می شود. از طرف دیگر اگر کسی بخواهد با فردی فقط برای مدتی دوست باشد و به اواظهار محبت کند (نه دراز مدت) مطمئنا با این وابستگی به وجود آمده (پس از آن مدت کوتاه یا طولانی) امکان جدا شدن از یکدیگر از نظر روانی بسیار سخت و مشکل آفرین است و معمولاً در چنین مواقعی بسیاری از جوانان به افسردگی های شدید و در مواردی ناامیدی کامل از جهان و ادامه هستی دچار می شوند و احساس می کنند نه راه پیش دارند و نه راه بازگشت زیرا از طرفی می خواهند این ارتباط دوستانه را که به وابستگی شدید منجر شده، ادامه دهند و از طرف دیگر باور دارند نمی توانند همدیگر را به عنوان شریک زندگی خود انتخاب کنند. این امر گاهی به خاطر ویژگی های شخصی شان است و گاهی به خاطر عوامل خانوادگی ، اقتصادی و غیره مثل عدم توافق خانواده ها و نظیر آن است و یا به هر دلیل دیگر مطمئن می شوند برای زندگی مشترک با همدیگر تناسبی ندارند. اینجاست که دچار تنش شده و در یک بن بست سخت و شدید گرفتار می شوند. شکی نیست این نکته نیز از پشتوانه های عینی و تجربه های نوشته شده دانشجویان فراوانی برخوردار است.
6. پیدایش تنوّع خواهى و اثرگذارى آن بر ازدواج: جوانانى که پیش از ازدواج، رابطه ى نامشروع را تجربه کرده باشند، هنگام ازدواج و انتخاب همسر، به همه به دید شک و دودلى  مى نگرند. حتى پس از ازدواج نیز دل کندن از لذت هاى گذشته براى آنان مشکل است و تنوّع طلبى، روان شان را بیمار مى سازد و چه بسا پس از مدتى، دوباره به منجلاب فساد کشیده شوند. ویل دورانت مى گوید:فساد پس از ازدواج بیشتر محصول عادت هاى پیش از ازدواج است.
7.    کاهش میل به ازدواج: این گونه روابط و دوستی‏ها معمولا به انگیزه تفنّن و سرگرمی شکل می‏گیرد و در خلال آن از خود باوری و زودباوری دختران سوء استفاده می شود. متاسفانه در بسیاری موارد بین عشق و هوس تمییز داده نمی‏شود. عشق حقیقی و پاک با هوس‏های آلوده و زودگذر، تفاوت جوهری دارد. برخی از این روابط که مبتنی بر هوسرانی و سرگرمی است، پس از مدتی رو به سردی و افول می‏نهد. جاذبه و دل ربایی‏ها مربوط به روزها و ماه‏های اول دوستی است. ولی دیری نمی‏پاید که این روابط عادی شده و به جدایی می کشد. ویل دورانت می نویسد:« زندگی شهر نشینی طوری شده که آدمی را از اندیشیدن به ازدواج باز می دارد، در حالی که همه وقت انگیزه های شهوت جنسی مردم را به داشتن رابطه جنسی حریص تر می کند و در ضمن اجرای این تمایل را به طریق نامشروع سهلتر می گرداند». حس تنوع طلبی  انسان از یک طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف دیگر باعث می‏شود برخی سراغ ازدواج و تشکیل خانواده نروند جامعه‏ای که از تشکیل کانون خانواده استقبال نکند هیچ‏گونه ضمانتی برای رشد و شکوفایی فضایل انسانی در آن وجود ندارد. عمده خوبی‏ها و کمالات والای انسانی در پرتو تشکیل خانواده‏ای سالم، به فعلیت می‏رسد.
8. تضعیف باورهاى اعتقادى و ایمان:آیات و روایات بسیارى به آثار سوء پیروى از هوى و هوس و شهوات اشاره نموده و انسان را از آن برحذر داشته اند.اولین گام در روابط نامشروع، نگاه هاى هوس آلود و چشم چرانى است. خدواند در قرآن، افراد با ایمان را از نگاه هوس آلود و شهوانى نهى فرموده  و به این نکته اشاره نموده است که تخلف از دستور الهى موجب خسران انسان در دنیا و آخرت و عامل اصلى انحطاط انسان است. چنان که حضرت على(علیه السلام) مى فرماید:«حکمت و شهوت در یک قلب جمع نمى شود.» و در روایت دیگرى نیز مى فرماید:«هیچ چیز به اندازه ى غلبه ى شهوات، تقوا را از بین نمى برد.»  هم چنین مى فرماید: «کسى که با شهوت همراه شود جان و عقلش مریض و بیمار مى شود.»  با توجه به آیات و روایات، روشن مى شود که انسان، تنها در سایه ى عمل به تعالیم نورانى اسلام مى تواند به سعادت و سلامت روانى دست یابد و به خدا نزدیک تر شود; اما با تخلّف از دستورات الهى و رعایت نکردن حدود اسلامى در روابط با دیگران، از رحمت الهى دور مى شود و به سوى فساد و تباهى گام برمى دارد.
9.مشکلات مالی و اقتصادی : دختر وپسر برای به دست آوردن دل همدیگر با صرف هزینه های زیادی ( مثل : کادو تولد، خرید تنقلات، سی دی ، رمان و... ) ضرری دیگر برای خود ایجاد می نمایند.
10. باج گیری بعد از ازدواج : امروزه یکی از معضلات مهم جامعه افرادی هستند که به کمک وسایل پشرفته امروزی توانسته اند از دختر وپسری عکس بگیرند و شرایطی را خصوصا ً برای دختر ایجاد میکنند که یا پول می دهی یا فلان عمل منافی عفت با تو انجام شود . در این خصوص صفحه حوادث روزنامه ها و مجلات روزی نیست که حادثه ای را متذکر نشود.
11.عکس العمل دنیایی : قانون سوم نیوتن فقط مربوط به فیزیک و اشیاء نیست . مولوی اعمال ما را مانند صدایی که در کنار کوه بلند می شود و همان صدا بدون کمبودی به ما باز می گردد این جهان کوه است و فعل ما ندا             سوی ما آید ندا ها را صدا
امیر المومنین (ع) که در وصیتهای خود به امام حسین (ع) اکثر عکس العمل های دنیایی را یادآور می شوند در این رابطه می فرمایند: «هرکس پرده حجاب دیگری را بردارد زشتیهای خانه خودش برای دیگران پدیدار می شود »  حال چگونه حاضر است ناموس دیگران را هتک کند و بلایی سر ناموس خودش نیاید . توجه به این نکته هم اثرات خوبی دارد که این روابط برای ازدواج علاوه بر اینکه لذت لازم را نمی برد (قبلاً توضیح داده شد) اثرات سوء در ازدواج انسان دارد : در اکثر روابط وقتی از پسری سوال می کنیم اگر همسر آینده شما با پسران زیادی طرح دوستی ریخته بوده آیا حاضر به ازدواج با او خواهی بود ، زیباست که جواب همه نه خواهد بود و همسر پاک و با عفت را برای آینده خود آرزو می کند .
 
روابط از نظر قرآن
رفتار معقول دوجنس مخالف رابطه " موسی و دختران شعیب "
داستان را می توانیم در سوره قصص از آیه 23 به بعد ببینیم  : داستان مربوط به زمانی است که حضرت موسی از شهر مصر با حال ترس و نگرانی از دشمن به جانب مدین بیرون رفت . آیه 23 « و چون به سر چاه آبی در حوالی شهر مدین رسید ، آنجا جماعتی دید که حشم و گوسفندانشان را سیراب می کردند .و دو زن را یافت که دور از مردان در کناری به جمع آوری و اختلدها گوسفندانشان مشغول بودند . موسی به جانب آن دو رفته ، گفت شما اینجا چه کار می کنید ؟ گفتند که منتظریم تا مردان ، گوسفندانشان را سیراب کرده ، باز گردند ، آنگاه گوسفندان خود را سیراب کنیم و پدر ما مردی سالخورده است ». آیه 24  « موسی گوسفندانشان را سیراب کرد و دست به دعا برداشت» .  آیه25 « موسی هنوز از دعا لب نبسته بود ، دید که یکی از آن دو دختر با کمال وقار و حیاء باز آمده گفت پدرم از تو دعوت می کند تا به منزل ما آیی و در عوض سقایت گوسفندان ما به تو پاداش دهد. چون موسی نزد او ( شعیب ) و دختران رسید و سرگذشت خود را با شعیب حکایت کرد ، شعیب گفت اینک هیج نترس که از شر قوم ستمکار نجات یافتی ».  آیه 25 « یکی از آن دو دختر ( صفورا ) گفت : ای پدر این مرد را به خدمت خود اجیر کن که بهتر کسی که باید به خدمت برگزید ، کسی است که امین و تواناست ». در آیه 26 «شعیب گفت : من اراده آن دارم که یکی از دو دخترم را به نکاح تو در آورم ... و در آیه بعد از پذیرش این عهد از سوی موسی سخن به میان آمده است» .اگر پذیرفته شده باشد که طرح داستانها در قرآن گزافه نبوده بلکه برای درس ، پند و عبرت است ، در اینصورت بازیگران و نقش آفرینان قصه ها و داستانها الگوهای خوب یا بدند و نقش آفرینان _ مثبت ، الگوهای حسنه قرآنند . با این نگاه اکنون به درسهایی که از این الگوی حسنه قرآنی برای ارتباط دختر و پسر می توان آموخت ، می نشینیم .
1) رد ارتباط آزاد و بی حد و حصر پسر و دختر. زیرا دیدیم که دختران نخواستند با جنس مخالف براحتی اختلاط ، حتی ارتباط داشته باشند .
2)  رد کسانی که به طور کلی  مخالف  ارتباط دختر و پسر هستند . زیرا موسی وقتی دختران را در کنار چاه دید ، با آنها ارتباط کلامی گرفت و از مشکل آنها پرسید و این تعامل حکایت ازمشروعیت  ارتباط کلامی بین دختر و پسر در صورت ضرورت و نیاز دارد .در آیات دیگر از قیود تعامل دو جنس مخالف ، خودداری از نگاه ناروا است ، که از آن در سوره نور 30و31 به «غض» بصر یاد شده است . در قرآن فرمان و دستور آن نیست که زن و مرد و دختر و پسر در ارتباط با هم «غض» بصر که بستن چشم است ، داشته باشند بلکه فرمان ، غض بصر است که منظور کنترل چشم از نگاه خیره ، هوس آلود، مریض و کنترل نشده است . و این نکته یعنی ارتباط مقید دو جنس از نگاه دینی .
3) از جمله نکات بسیار مهم که در ارتباط دختر و پسر در آیات مورد بحث مطرح شده ، شیوه راه رفتن دختر شعیب نزد موسی است ـ «مشی با حیا»  تمشی علی استحیاء ـ در تعامل دختر با پسر مشی مبتنی بر حیاء ، عفاف ، وقار ، متانت بسیار حائز اهمیت است . زیرا شیوه حرکت ، سبک سخن گفتن ، نحوه لباس پوشیدن حامل پیام است و در هر فرهنگی ، با مخاطبش سخن می گوید . لازم به توضیح است که برخورد متکی به « حیا » ، با برخورهای غلط دیگر از اساس متفاوت است . « حیا » یک صفت پسندیده اخلاقی است و عبارت است از کنترل ارادی رفتار خویش ، به منظور حفظ حریم بین خود و دیگران . حیا ، رفتاری است اختیاری و ارادی ، در حالیکه « شرم» ، یک نوع ناتوانی در اظهار وجود و ابراز خود است شرم و خجالت یک حالت هیجانی است که فرد در آن به شکل غیر ارادی ، از انجام عملی و یا بیان عقیده ای و یا حضور در جمع و جماعتی ، خودداری می کند . در چنین و ضعی ، رد مضطرب است و بر رفتار خود تسلط اندکی دارد وحال آنکه در حیاء‌ فرد بر خود مسلط است . در حیاء‌ نیز فرد از انجام دادن اعمال و بیان گفتار و یا برخورد مستقیم با فرد یا افراد اجتناب می ورزد ، لکن این اجتناب و خودداری مبتنی است بر خونسردی،آرامش و هشیاری فرد . در چنین شرایطی ، فرد علی رغم توانایی در تحقق یک عمل ، بنا به دلایلی عقلانی ، ‌از تحقق آن اجتناب می کند . در آیه از حیاء در رفتار دختر شعیب سخن به میان آمده، اما رعایت حیا  در تعامل دختر و پسر مختص دختران نیست . چنانچه در روایات ذیل همین آیات ، وقتی که موسی به منزل شعیب از طریق همین دختر فرا خوانده  می شود ،  می خوانیم که دختر برای راهنمایی از پیش او حرکت می کرد و موسی پشت سرش . باد بر لباس دختر می وزید و ممکن بود لباس را از اندام او کنار زند . حیاء و عفت موسی اجازه نمی داد ، چنین شود . از این رو به دختر گفت : من از جلو می روم ، بر سر دوراهیها و چند راهیها ، مرا راهنمایی کن . حاصل آنکه اولاً : دختر و پسر از هر گونه ارتباط نفی نشده اند و در صورت نیاز می توانند با هم سخن بگویند : ثانیاً : کلام ، لباس و شیوه رفتاری ، حامل بار معنایی است و زبان دارد . از این رو باید در رنگ لباس ، نوع آن ( تنگ ، کوتاه ، آستین نامناسب و ... ) ، کفش ، و انتخاب کلمات و طرز ادای آن ( با طنازی و نرم و ... ) دقیقاً رعایت حیاء را نمود ؛ ثالثاً : رعایت عفاف و حیا ویژه جنس خاصی نیست و پسر مهذب و دختر عفیف در ترابط هر دو باید رعایت همه جوانب آسیب پذیر به حیا و عفاف و وقار را بنمایند . رابعاً : مراد از حیا ، انزواگرایی ، کناره گیری و برخوردی مبتنی بر شرم نیست .
4) به نظر می رسد که آنچه که در منابع روایی آمده گره گشاست که چون آن دو دختر بر خلاف عادت هر روزه بزودی به خانه برگشتند و گوسفندان را با خود آوردند ، پدرشان که  از زود آمدنشان تعجب کرده بود ، پرسید : چه سبب شد که امروز به این زودی بازگشتید ؟ دختران گفتند:مرد صالحی بر سر چاه بود که با مشاهده وضع ما بر ما ترحم کرد و گوسفندانمان را آب داد و ما زود تر به خانه آمدیم . اولا : روابط صمیمی والدین و نوجوانان و جوانان را می طلبد . باید فرزندان محیط خانه را سالم ، امن و قابل اعتماد احساس کنند تا درد دلها و مشکلات را با والدین در میان بگذارند . ثانیا : والدین باید شرایط نسل بعدی را درک کنند و سعة‌ صدر داشته باشند ،‌ تا واقعیتها را بشنوند و به راه حلها بیندیشند .
5) از نکاتی که در فرهنگ عامیانه ، ‌ارزش تلقی نمی شود و شاید حتی ضد ارزش نیز قلمداد شود آن است که برای تشکیل زندگی مشترک ، دختری از پسری خواستگاری نماید . حال با توجه به الگوی قرآنی مورد بحث در ارتباط دختر و پسر ،‌ پرسش اساسی آن است که آیا از نگاه دینی ،‌ برای زندگی مشترک دختر در انتخاب شریک زندگی می تواند پا پیش بگذارد یا خیر ؟در رابطه با پرسش حاضر چند نکته قابل بحث اند :
اول : ارتباط دختر و پسر حیطه عامی دارد که یکی از موارد و مصادیق آن روابط دختر و پسر برای ازدواج است .روابط می تواند اداری باشد ( ارتباط دو همکار اداری یا یک فرد اداری با جنس مخالف از مراجعه کننده ) این تعامل می تواند تحصیلی باشد و ... اما ارتباط دختر و پسر برای رسیدن به زندگی مشترک ، ارتباط عمیقتر و حساستری است و از این رو در فتاوای فقهی علیرغم حساسیت های ویژه ، آزادی عمل زیادی را در ارتباط بین دو جنس مخالف پذیرفته است مثلاً امام خمینی درباره زن و مرد و پسر و دختر که برای ازدواج اقدام می کنند بر این باور بودند که « هر یک از زوجین می توانند بدن دیگری را با شرایط ذیل به منظور تحقیق ببیند :1) نگاه به قصد لذت و ریبه نباشد ؛ 2) ازدواج متوقف براین نگاه باشد ؛ 3) مانعی از ازدواج این دو در میان نباشد .
دوم : آنچه که ازآیات مورد بحث به عنوان الگوی قرآنی تعامل ارتباط دخترو پسر استنباط می شود آن است که این یکی از دختران است که به پدرت گفت:
« یا اَبت استأجره ، اِن خیر من استاجرت القوی الامین » ( قصص / 26 ) ، ای پدر این مرد را به خدمت خود اجیر کن که او بهترین کسی است که می توان به خدمت برگزید ، زیرا که امین و تواناست .و پدر با پذیرش این پیشنهاد ، به موسی طرح ازدواج با این دختر را باشرایطی مطرح کرد ( قصص / 27 ) به عبارت دیگر ، در اصل دختر با ظرافت خاصی و به صورت غیر مستقیم ، پیشنهاد ازدواج با موسی را داد . اینجاست که از آیه مورد بحث می فهمیم که دختران در گزینش همسر ، خصوصاً اگر فرد مناسب و ایده آلی را سراغ دارند باید فعال باشند ولی اگر طرح مسأله را مستقیماً به مصلحت نمی دانند ، با تمهید مناسب و یا با واسطه ای ، پیشنهاد خود را برای رسیدن به مطلوب و محبوب خود مطرح نمایند .پس خواستگاری دختر از پسر نیز مانند خواستگاری پسر از دختر هم   « عقلا » و هم « نقلا » با شرایط خاص ( از بین نرفتن کرامت زن ) قابل دفاع است.
سوم : اما اینکه دختر شعیب به دو ویژگی موسی اشاره داشته و گواهی می دهد : یکی اینکه او قوی و نیرومند ا ست و دیگر آنکه او امانتدار و مورد اعتماد است. این مدعای دختر خاستگاهش کجاست؟ از چه رو او می تواند به چنین باوری رسیده باشد؟ در این رابطه مفسرین از جمله گفته اند : قوت او را به هنگام کنار زدن چوپانها از سر چاه برای گرفتن حق این مظلومان و کشیدن دلو سنگین را یکه و تنها از چاه فهمیده بود و امانت و درستکاریش آن زمان روشن شد که در مسیـر خانه شعیب ، راضی نشد ، دختر جوان پیش روی او راه برود ، چرا که ممکن است باد لباس او را جابجا کند . بعلاوه از خلال سرگذشت صادقانه ای که برای شعیب نقل کرد نیز قدرت او در مبارزه با قبطیان روشن می شود ، هم امانت و درستی او که هرگز با جباران سازش نکرد و روی خوش نشان نداد .از این الگوی قرآنی در روابط دختر و پسر ، حداقل نکته ای که در بحث اخیر   می توان آموخت آن است که در صورتیکه این ارتباط قرار باشد که به زندگی مشترک منتهی گردد ، باید طرفین به ویژگیهای مناسب هم توجه کنند و این ویژگی ها باید جامع باشد هم خصایص مناسب جسمی ( در این آیه قدرت و قوی بودن مرد ) و هم خصایل مناسب روحی و اخلاقی ( در این آیه امانت و درستکاری ) را در برداشته باشد .  

 
راه کار چیست ؛ چه باید کرد ؟

بخشى از اقدامات سودمند در این مسأله عبارت است از:  
الف) ارضاى صحیح و مشروع : این غریزه معقول‏ترین راه براى نجات یافتن از این گونه رفتارهاى نابهنجار یا کج‏روانه است.ویل دورانت، دانشمند معروف مغرب زمین، درباره ازدواج مى‏نویسد: اگر راهى پیدا شود که ازدواج در سال‏هاى طبیعى انجام گیرد، بیمارى‏هاى روانى و انحرافات جنسى که زندگى را لکه دار کرده است تا نصف تقلیل خواهد یافت. شاید به همین جهت است که در آموزه‏هاى دینى‏مان تسریع در ازدواج فرزندان و جوانان مورد تأکید قرار گرفته است. این دستورها و تشویق‏ها گویاى آن است که مى‏توان با ازدواج از بسیارى انحرافات اخلاقى و جنسى و روابط ناسالم و غیر مشروع دو جنس پیشگیرى کرد.البته این موضوع به تلاش همگانى خانواده‏ها و مسؤولان و اصلاح نگرش‏ها و آداب و رسوم نادرست و فراهم کردن تسهیلات و امکانات ازدواج بستگى دارد و همه افراد، خانواده‏ها و حکومت وظیفه دارند در مسیر تحقق مقدمات ازدواج جوانان بکوشند.
ب) تحکیم روابط خانوادگى و ایجاد فضاى عاطفى مثبت بین والدین و فرزندان و افزایش رابطه صمیمانه و نزدیک بین اعضاى خانواده عامل پیشگیرانه دیگرى است که مى‏تواند در ایجاد احساس امنیت و آرامش و تأمین نیاز عاطفى نقش مؤثرى داشته باشد. زیرا وقتى جوانان در خانه با محبت و توجه کافى روبه‏رو نشوند، این محبت و رابطه عاطفى را در بیرون خانه جست و جو مى‏کنند و متناسب با دوران بلوغ و اوجگیرى احساسات غریزى، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه مى‏دهند. بنابراین، نیاز به محبت در دوره جوانى را باید با گسترش روابط عاطفى خانوادگى و نیز گسترش رابطه صمیمانه و دوستانه بین همسالان هم جنس تأمین کرد و با یافتن دوستان مناسب و ایجاد ارتباطات گرم و عاطفى و انجام برخى فعالیت‏هاى دسته جمعى به این نیاز درونى پاسخ مثبت داد.
ج) خود کنترلى‏: خود کنترلى مى‏تواند جوانان جویاى رشد و کمال و عفت و پاکى همچون شما را در این فضاى آلوده حفظ کند. خود کنترلی را می توان با رعایت موارد زیر بدست آورد:
*    متعادل نمودن دوستى هاى افراطى این است که با نگاه واقع بینانه به پیامدهاى آن بیندیشیم. بى تردید دوستى یکى از نیازهاى انسان به خصوص در سنّ جوانى است و معاشرت و هم نشینى با دوستان شایسته و باایمان، موجب رشد شخصیّت اجتماعى و تقویت ارزش هاى اخلاقى و معنوى دو جوان مى گردد; نیز با دوستان خوب و مورد اعتماد مى توان در زمینه هاى درسى و مسائل اجتماعى و فرهنگى به تبادل نظر و همکارى پرداخت; و اساساً انتخاب دوستانى که از لحاظ درسى و اخلاقى شایسته اند، مى تواند بهترین بازوى موفقیّت جوان باشد; اما باید توجه داشت که افراط در هر کارى ناپسند است و در دوستى ها و دوست یابى نیز ممکن است پیامد منفى داشته باشد.
*    کنترل چشم :خداوند در قرآن کریم مى فرماید:«قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنْ أَبْصَـرِهِمْ وَ یَحْفَظُواْ فُرُوجَهُمْ ذَ لِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُم بِمَا یَصْنَعُونَ وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَـتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَـرِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا» به مؤمنان بگو چشم هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ کنند! این براى آنان پاکیزه تر است. خداوند از آنچه انجام مى دهند آگاه است; و به زنان با ایمان بگو چشم هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را، جز آن مقدار که نمایان است، آشکار ننمایند.  در این آیه به صراحت دستور داده شده است که زن و مرد نامحرم به یکدیگر نگاه نکنند واز نگاه هاى هوس آلود پرهیز نمایند. به راستى، اگر به این آیه ى مبارکه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به یکدیگر توجه ننمایند و به هم نگاه نکنند، آیا دوستى ها و عشق هاى خیابانى به وجود مى آید ؟ حضرت على(ع) مى فرماید:«نِعمَ صارف الشهوات غضّ الابصار» چشم پوشى از نگاه، بهترین عامل بازدارى از شهوت است.  این نکته را احمد شوقى شاعرعرب: به زبان شعر بیان می کند که: «نظرة، فابتسامة، فسلام، فکلام، فموعد، فلقاء» اول نگاه است،بعد لبخند ،بعد سلامی ، بعد آن سخنی (گفتگو) ، بعد از آن قرار ، سپس دیدار. هم چنین، خداوند در قرآن خطاب به زنان پیامبر(ص) مى فرماید:«فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً»  به گونه اى هوس انگیز سخن نگویید تا بیماردلى در شما طمع نکند، و به گونه اى شایسته و معمولى سخن بگویید.
*    استفاده خوب از عناصر رسانه اى (کتب، مجلّات، مجموعه ى مطبوعات، صدا و سیما، ویدئو و ماهواره و اینترنت): اگر خطرسازند از آنها دوری کنیم این وسایل مثل یک لیوان است. مى شود داخل لیوان آب گوارا باشد و مى شود سم باشد. کتاب و مجلّه و مانند این ها چیزى جز ظرف نیستند. ظرفى هستند که محتوایى دارند. محتواى این ها ممکن است ارشاد باشد، یا اضلال. آدرس و نشانى  اگر درست باشد، شما را به مقصود مى رساند و، اگر درست نباشد، نه تنها شما را به مقصود نمى رساند، بلکه از مقصود دور مى کند. امّا ظرفیّت و حجم ذهنى انسان محدود است و اگر بیش از ظرفیّت در ظرف ذهن و مغز بریزد موجب آشفتگى، خستگى و پژمردگى مغز مى شود. فرض کنید، مقدار زیادى میوه و خوراکى هست که همه ى آن ها هم حلال است; امّا اگر کسى بیش از ظرفیّت معده اش بخورد، دل درد مى گیرد. اگر انسان شنیدارها و دیدارها را به حساب و منظم دریافت نکند، همان دل درد ذهنى برایش رخ مى دهد. در این انبار، مرتّب کالا وارد شده و بر روى هم ریخته شده و منظم چیده نشده است و این یک انبار آشفته اى است که صاحب انبار هیچ وقت نمى داند چه دارد، ولى همه چیز هم دارد. به خاطر همین هم درست نمى تواند فکر کند.
*    نمی‌توان از موضوع مهم «مدیریت احساس و عواطف» صرفنظر کرد و آن را به عنوان یک نیاز اجتماعی مؤثر در پیشگیری از حوادث نادیده گرفت.به اعتقاد کارشناسان عدم مدیریت صحیح روابط عاطفی بین جوانان و عدم پایبندی به اعتقادات مذهبی که مبتنی بر یک ایدئولوژی پویاست، مهمترین عوامل مؤثر در ایجاد ارتباط نامطلوب انسانی و اجتماعی است. نتایج یک تحقیق بر روی دانشجویان نشان می‌دهد که ۸۰ درصد مصاحبه شوندگان وضعیت مطلوب روابط دو جنس را با رعایت موازین شرعی و عرفی مرتبط‌ دانسته‌اند.
*    سوال: بعضی ادعا می کنند اگر این روابط آزاد شود و نسبت به آن سخت گیری نگردد؛ بعد از مدتی برای مردم عادی می شود ؟
جواب: شهید مطهرى در این باره مى گوید:در مورد غریزه ى جنسى و برخى غرایز دیگر، برداشتن قیود، عشق به مفهوم واقعى را مى میراند و طبیعت را هرزه و بى بندوبار مى کند، در این مورد هرچه عرضه بیش تر گردد هوس و میل به تنوع افزایش مى یابد.  این که راسل مى گوید: «اگر پخش عکس هاى منافى عفّت مجاز شود پس از مدّتى مردم خسته خواهند شد و نگاه نخواهند کرد» شاید در باره ى یک عکس به خصوص و یک نوع بى عفّتى به خصوص صادق باشد، ولى مطلقاً در مورد همه ى بى عفّتى ها صادق نیست; یعنى از یک نوعِ خاصِّ بى عفّتى خستگى پیدا مى شود، نه بدین معنا که تمایل به عفاف جانشین آن شود، بلکه بدین معنا که آتش و عطش روحى زبانه مى کشد و نوعى دیگر را تقاضا مى کند و این تقاضاها هرگز تمام شدنى نیست.خود راسل در کتاب زناشویى و اخلاق اعتراف  مى کند که عطش روحى در مسائل جنسى، غیر از حرارت جسمى است; آنچه با ارضا تسکین مى یابد حرارت جسمى است نه عطش روحى.  ویل دورانت پیرامون پیامدهاى آزادى هاى جنسى مى گوید:در زیر عوامل سطحى طلاق، نفرت از بچه دارى و میل به تنوّع طلبى نهان است. میل به تنوّع گرچه از همان آغاز در بشر بوده است، ولى امروزه به سبب اصالت فرد در زندگى نو و تعدّد و محرّکات جنسى در شهرها و تجارى شدن لذّت جنسى دو برابر گشته است.  هم چنین مى گوید:فساد پس از ازدواج، بیش تر محصول عادات پیش از ازدواج است.  حال باید دید راه حل درست براى کنترل غرایز و جلوگیرى از ایجاد روابط نامشروع و در عین حال ارضاى صحیح غریزه ى جنسى چیست؟شهید مطّهرى (ره) در این باره مى گوید: به عقیده ى ما براى آرامش غریزه، دو چیز لازم است: یکى ارضاى غریزه در حدّ حاجت طبیعى و دیگر جلوگیرى از تهییج و تحریک آن.  اسلام براى ارضاى صحیح مسائل جنسى، ازدواج دایم و در صورت مهیّا نبودن شرایط آن، ازدواج مدّت دار و موقّت را (با توجّه به ضوابط و شرایط شرعى  و رعایت جوانب اخلاقى) توصیه نموده است.اسلام اصرار فراوانى دارد که محیط خانواده براى کام یابى زن و شوهر از یکدیگر آمادگى کامل داشته باشد. زن یا مردى که از این نظر کوتاهى کند مورد نکوهش صریح اسلام قرار گرفته است.فلسفه ى تحریمِ نظربازى و تمتّعات جنسى از غیر همسر قانونى و هم چنین فلسفه ى تحریم خودآرایى و تبرّج زن براى بیگانه همین است.  ژان ژاک روسو می نویسد       « انسان آزاد متولد شده ولی در همه جا به زنجیر کشیده شده است . آن کسی که خود را آقا و ارباب دیگران می پندارد نیز از همه بنده تر است... پیروی از هوی وهوس خود نوعی بندگی است .تنها اطاعت از قانونی که خود انسان برای صلاح خویش وضع کرده آزادی محسوب می شود»  این حرف روسو هرچند بهترین قانون یعنی قانون خالق انسان را نادیده انگاشته ولی بیانگر این نکته است که آزادی بی قید وبند دچار مشکل می شود. همانطور که الکسیس کارل می نویسد :« در یک منطقه اگر بتوانیم آزادی مطلق خود را با اطمینان خاطر اعمال کنیم ، در قسمت دیگر آزادی دیر یا زود برای ما فاجعه به بار می آورد».  به عنوان مثال: « کشور سوئد بعد از 20 سال آزادی کامل جنسی در میان جوانان آنها چنان فجایع وحشتناکی بروز کرد که دانشمندان و مقامات مسئول را دچار وحشت نمود . بطوری که نخست وزیر سوئد در پارلمان کشور بعد از معذرت خواهی از مردم می گوید : « برای جبران اشتباهی که 20 سال تمام ادامه داشته است 40 سال وقت لازم است » .امانوئل کانت می گوید :« آزادی یعنی استقلال عمل از هر چیزی به غیر از قوانین اخلاقی » .
«انفجار جنسی» در کشور های غربی که آن را « دومین انقلاب جنسی» نامیده شده است ، تغییر اساسی در الگوی خانواده، روابط جنسی و عشق می باشد. زنان دیگر با اعتماد به نفس بیشتر خواهان لذت جنسی و ارگاسم هستند و اشکال همزیستی بشدت در حال جایگزینی با ازدواج است. همچنین مفاهیم مشروعیت فرزند و بکارت زنان دیگر از گفتمان جنسی کشور های غربی برچیده شده است. در نتیجه این تحولات، ارتباط جنسی به روشهای پست انسانی یعنی همجنس گرایی ، ارتباط با حیوانات و اشیاء تبدیل شده است ،که ما این نحوه ارتباط جنسی را در حیوانات هم نمی بینیم . تازه می فهمیم! که چگونه انسان ، آن وجود متعالی، مانند حیوانات بی قید و بند وحتی بدتر      می شود.« اولئک کالانعام بل هم اضل »
 
سوال:حدود روابط دختر و پسر چه مقدار باید باشد؟ اگر در محل کارمان، خانم ها باشند چگونه باید رفتار کنیم؟
۱- پرهیز از نگاه محرک :مرد و زن و دختر و پسرى که با یکدیگر محرم نیستند باید از نگاه هاى به قصد لذت یا محرک شهوت پرهیز کنند. زیرا نگاه حرام انسان را گرفتار میکند. در روایات آمده است: نگاه کردن تیری است از تیرهای شیطان که به وسیله آن انسانها را شکار می کند.
۲- پرهیز از گفتگوهای بیجا و مهیج شهوت: دختر و پسر یا زن ومردی که محرم نیستند باید ازگقتگوهای بیجا و محرک ومهیج پرهیز نمایند.در روایتی پیامبر (ص) از سخن گفتن مرد وزن نامحرم بیش از پنج کلمه نهی فرموده اند( وسائل الشیعه، ج 14، ص 143). این روایت اشاره به این موضوع دارد که تا حد امکان در صحبت نمودن با جنس مخالف کلمات را کوتاه بیان نماییم.
۳-پرهیز از خلوت کردن با نامحرم :خلوت کردن دختر وپسر یا زن ومرد نامحرم باهم درمکانی که جز این دو نفر کسی در آنجا نیست جایز نیست زیرا درروایات داریم که شیطان گفته است «هیچ دو نامحرم در یک مکان خلوت حاضر نمیشوندمگر اینکه من سومی آنها هستم وآنها را وسوسه میکنم تا به گناهشان بیندازم».  امام باقر(ع) از پیامبر(ص) نقل کرده: «چهار چیز قلب را مى میراند:گناه بر روى گناه، زیاد سخن گفتن با زنان (نامحرم)، بحث و مجادله با احمق و مجالست با ثروتمندان خوشگذران و عیّاش».( وسائل الشیعه، ج 14، ص 143)
۴- شوخی نکردن با نامحرم : ابوبصیر از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) مى گوید : من به زنى قرآن مى آموختم. روزى با او مقدارى شوخى کردم. وقتى به حضور حضرت باقر(ع) رسیدم حضرت به من فرمود: چه چیزى به آن زن گفتی؟ من خجالت کشیدم. حضرت فرمود: دیگر به او درس نده. ( وسائل الشیعه، ج 14، ص 144) پیامبر اکرم (ص) می فرمایند «مردی که با زن نامحرمی شوخی کند خداوند به هر کلمه ای که در دنیا به او می گوید هزار سال در آخرت او را حبس خواهد کرد»( وسائل الشیعه، ج 14، ص 145)
 ۵- به چشم نا محرم نکشیدن زینتها ی خود:قرآن مى فرماید:«ولا یبدین زینتهنّ إلاّ لبُعولَتِهِنَّ»  زنان نباید زینت خود را (مواضع زینت خود را) ظاهر سازند مگر براى شوهرانشان.از مجموعة آیات قرآنى و ده ها روایت در این زمینه استفاده مى شود که رابطه مرد و زن نامحرم در محل کار یا در جاى دیگر خواه ناخواه تأثیر نامطلوبى در روح و روان انسان مى گذارد .حتى در روایات وارد شده است که دنبال زنان نامحرم راه نروید.
 احکام روابط
سوال :«chat» چت در اینترنت با جنس مخالف با این شرط که از حدود شرعی خارج نشویم (مثلا برای تبادل نظر ) چه حکمی دارد؟
 همه مراجع: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد ، اشکال ندارد. البته اگر جنس مخالف زن جوان باشد ، بهتر است گفتگوی با او (هر چند بدون قصد لذت هم باشد ) ترک شود.
سوال:آیا اظهار عشق و محبت بین دختر وپسر به منظور ازدواج گناه است؟
همه مراجع: آری این کار حرام است.
سوال: شوخی کردن با نامحرم چه حکمی دارد؟
همه مراجع: اگر به قصد لذت (جنسی) باشد و یا بترسد به گناه بیفتد جایز نیست.
سوال: نامه نگاری با نامحرم و طرح مسائل شهوانی از طریق ایمیل، چه حکمی دارد؟
همه مراجع : طرح مسائلی که باعث ایجاد فتنه و فراهم آمدن زمینه فساد است، اشکال دارد.
سوال : نگاه به نامحرم از فامیل با دید خواهر و بدون قصد لذت چه حکمی دارد؟
همه مراجع :نگاه به صورت و مچ دستان در صورتی که قصد لذت نباشد جایز است
سوال : حکم دست دادن مرد با زن نامحرم در صورتی که عرف منطقه باشد و اهانت محسوب شود چیست؟
همه مراجع : دست دادن با زن نامحرم جایز نیست و شعائر دینی باید حفظ شود.
پرسش ها وپاسخ ها دانشجویی ج21ص49و ج16ص191
 
سخن آخر
وقتی انسان به کمک پیامبر باطنی خود یعنی عقل این نعمت گرانقدر حق تعالی توانست ثابت کند خدایی در این عالم است و برای او شریکی نمی باشد چون نظم در عالم نشانگر مدیریت واحد است.
 هنگامی که به کمک این موهبت الهی توانست بفهمد حتماً باید معادی وجود داشته باشد زیرا خلقت انسان امری بیهوده جلوه مینماید و با عدالت حضرت حق معارض است وآنگاه که دریافت معاد یعنی پاداش وعذاب الهی بدون راهبر در دنیا امری زور و تحکمی است وبا علم و حکمت خدا معارض است.
زمانی که متوجه شد هر راهبری باید ادعای خود را در راهبری ثابت نماید تا هر دروغگویی ما را به بیراهه نبرند ، پس باید پیامبر معجزه داشته باشد
دریافته ای که آنچه قرآن می گوید عین حقیقت است چون معجزه پیامبر است . حال با تمام وجود همه دستورات دینت را عین عقلانیت می دانی و می یابی که در پَس هر دستوری از دستورات دین حکمتی نهفته است و خداوند که آفریننده انسان است و هر آفریننده ای به تمام مخلوق خود آگاه است ، برای دستوراتش که به صورت واجبات ومحرمات ظاهر شده است غایتی و هدفی خاص دارد یعنی رساندن انسان به کمال خودش
لذا این دستورات جز به صلاح انسان نبوده وسعادت دنیا وآخرت را برای انسان به ارمغان می آورد .تا مدامی که انسان هدف حیات زمینی خود را نداند و ارسال پیامبران را با عقل و جان خویش حل ننماید ، حرکتی در تعالی خود نخواهد داشت . آنچه امروزه به عنوان مشکلات اجتماعی و روانی گریبان گیرجامعه بشریت شده جز جدایی او از وحی نیست . آری تو میدانی حکم خداوند مانند قوانین بشری ناقص و ناتمام نیست ! امروز پزشک دارویی میدهد، دردی دوا میکند ولی در ناحیه ای دیگر از بدن یا روان مشکلی می آفریند . دستورات خداوند برای همه تاریخ و درمان همه دردهای جسم و جان است. بندگی که همان عمل به دستورات حق با تمام خضوع برای رسیدن به یک مقصد عالی است که خداوند میفرماید: « وَعبُد رَبَّک حَتی یَاتیک الیقین » ای انسانها عبادت کنید تا به یقین برسید . اما انسانها اگر تمام وجه قلب خود را به حضرت حق ندهد گرفتار« وَهم » می شود .یعنی خیالاتی که انسان را به سراب عطش افزا می کشاند و آن سراب را آب معرفی می کند و از طریق خوشیهای دروغین انسان را از تعادل روانی و آرامشهای روح افزای قلب محروم می گرداند.لذا وهم عامل ویرانی یقین معنوی است .و قران هم انحراف انسان را فراموشی یوم الحساب معرفی می نماید :« انَّ الذین یضلون عن سبیلِ الله و اَهُم عذابٌ شدید بما نَسوا یوم الحساب » آنهایی که از راه خدا گمراه شدند عذاب دردناکی دارند ، زیرا که روز قیامت و روز حساب را فراموش کردند. چرا یوم الحساب را فراموش کرند وآن را نفهمیدند؟ چون با وَهم خود به سر می برند. وهم که آمد لذت کاذب را برایمان حقیقی جلوه می دهد و نمی گذارد انسان تا افق قیامتی روحش روشن شود .حال با این مقدمه می گوییم : « عامل تحریک وهم در مرد عموماً نگاه است و در زن عموماً خود نمایی است » . مولوی در دفتر آخر مثنوی می گوید : ای انسانها شما هم اینطور هستید که با خیالتان خوش هستید .و برای نجات از آن باید وهمتان را محدود کنید تا زمینه خود شناسی را فراهم نمایید   
زینت  او  از  برای   دیگران                            باز کرده بیهوده چشم ودهان
ای تو در پیکار خود را باخته                            دیگران را تو زخود نشناخته
 تو بِهَر صورت که آیی نیستی                         که من اینم ، والله آن تو نیستی
یک زمان تنها بمانی تو زخلق                          در غم و اندیشه مانی تا به حلق
مرغ خویشی ، صید خویشی ، دام خویش          صدر خویشی، فرش خویشی، بام خویش


مولوی در انتهای داستان طوطی و بازرگان بعد از آنکه طوطی خود را به مُردن زد و نجات یافت به بازرگان گفت :

گفت طوطی کو به فعلم پند داد          که  رها کن نطق و آواز گشاد
زانکه  آوازت  تو  را   دربند   کرد         خویش را مرده پی این پند کرد
یعنی تا تو اهل خودنمایی هستی در اسارات خواهی بود ، از خودنمایی برای غیر بمیر تا آزاد شوی به دیگر بیان ، دنبال این نگاهها و خودنمایی ها همه چیزت را از دست می دهی و امکان آسمانی شدن روحت را در پای شنزار و سراب هوس قربانی می کنی و دیگر هیچ هیچ.خداوندا ! چشم ما را بینا کن تا جایگاه محکم دستورات تو را بیابیم و از این هلاکت بزرگ خود را برهانیم .   


جمع آوری وتحقیق: سید محسن موسویان
تابستان 86


کانال تلگرام ترنم مهر

منتشر کننده مطلب : مهدی جزینی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"