ارسال پیام جدید :: ترنم مهر

ترنم مهر

سبک زندگی واقعی چیست...؟

به نظر میرسد فایل های جاوا اسکریپت به درستی بارگذاری و اجرا نشده است ، لطفاً دوباره صفحه را بارگذاری بفرمایید .
ارسال پیام جدید

- از طریق فرم زیر می توانید سؤالات ، دیدگاه ها و همچنین پیشنهادات خود را برای ما ارسال فرمایید .

- پاسخ سؤال خود را می توانید در قسمت "تازه ترین پرسمان" یا در بخش "پرسش و پاسخ" سایت پیگیری کنید .

- پست الکترونیک خود را حتماً در پرسش های خصوصی بنویسید تا از طریق ایمیل پاسخ را برای شما ارسال کنم .

نظرات (۱۲)

با عرض سلام وخسته نباشید. دختری 27 ساله هستم و متاهل. من در زندگی مشکلات بسیاری داشته ام. و ردر مقابل هر کدام صبوری زیادی کردم. برای شروع هرکاری مثلا ورود به دانشگاه یا قبولی گواهینامه رانندگی و یا همین ازدواجم اول به نشکل بر می خوردم و بعد از چند ماه مشکل حل می شد. و من یا وارد دانشگاه شدم و همچنین گواهینامه گفتم و حتی بالاخره ازدواج کردم. خودم نمی دانم چرا برای هر کاری در زندگیم باید با مشکل مواجه شوم . این چه طلسمی می باشد. هر حرفی میزنم در زندگیم یا اشتباه است یا کسی بول ندارد. موجودی بی فایده هستم. نه به کسی بی احترامی می کتم و نه دل کسی را می شنم و نه حق کسی را می خورم. حجابم کامل است و اهل نماز و روزه و مستحبات هم هستم. ولی مشکل زیادی در زندگیم دارم. شوهرم بر خلاف حرف های دوران خواستگاری اش که می گفت خیلی مذهبی هستم ولی الان اصلا این جور نیست و من برای خودم و به دین خودمم و فقط در کنار ایشون تحمل می کنم و صدایم در نمی اید. حتی به پدر و مادرم هم نگفتم. چون ممکن است باعث جدایی مان شوند. مذهبی هست ولی خیلی پایبند نیست. مشکل زیاد دارم و فقط صبوری می کنم.  اما بر عکس خواهرم که بی احترامی شدیدی به پدر و مادرم می کند و حتی بارها بارها دل من را شکانده. خدا بیشتر دوستش دارد و الان خیلی خوشبخت هستش. شوهر بسیار مذهبی دارد و حتی یک بچه خیلی پاک و خوب. با خودم می گوید چرا اینقدر خدا به خواهرم نعمت داده است. بعضی وقت ها دوست دارم خواهرم را نرین کنم. چون اصلا رابطه خوبی با من و پدر و مادرش نداره. بد اخلاق. تندخو هستش. ولی سفر کربلا میره مشهد میره و ... توی نعمت غوطه ور هستش ولی من نه . شوهرم اهل کربلا نیست.  و من صح و شب فط در دل خودم گریه می کنم. پدر و مادر شوهرم خیلی مذهبی هستند. ولی شوهرم اون ادمی نیست که در دوران خواستگاری خودش را به ما نشان داد. من نمی دانم چی کارکنم. خسته ام از این دنیا. شوهرم اصلا شب زفاف و ... را نمی داند یعنی چه. و من فقط حرص در دلم می خورم. خسته شدم چرا اینقدر خدا خواهرم را با همه بدی هایی ک به اطرافیان می کند خوشبخت و عزیز است . واعا عزیز است همه می برندش اون بالاها. با اینکه می دونند چه اخلاقی داره. ولی خب ازش می ترسند. ولی بر عکس من همش ذلیل و خوارم. نمی دونید که چقدر خواهرم من را جلوی ادم شوهرم سبک کرده. به جایی رسیدم که نمی خوام دیگه عبادت کنم. دوست دارم خواهرم بمیره.  به نظر شما چه کار کنم؟؟؟؟
پاسخ:
 @TARANOMEMEHR_IR
سلام و عرض خسته نباشید خدمت حاج اقا
یک سوال شرعی داشتم از حضورتون 
اگر شرایط برای غسل وجود نداشته باشد آیا زن می تواند از مرد بر ای درخواست رابطهه تمکین نکند؟؟
پاسخ:
باسلام خدمت شما
خیر
سلام 
آیا ازدواج کردن برای تکامل و آرامش ، انگیزه ی درستی است؟
پاسخ:
امروز ازدواج در کشور ما، دچار تغییراتی شده است. هدف ابتدایی از ازدواج، تحت الشعاع اهداف فرعی و حاشیه ای آن قرار گرفته و کم رنگ تر شده است. پس وقتی می پرسیم ازدواج، خوب است یا نه، درواقع به ازدواج های امروزی و عواملی که باعث ایجاد چنین سوال و تردیدی در جوانان شده توجه داریم؛ نه به ذات و ماهیت چنین اتفاقی.

 

اصلا چرا باید ازدواج کنیم؟

 

ازدواج طبیعت خلقت است

 

ازدواج از همان روز نخست آفرینش جهان هستی جزء قوانین آفرینش بود. آدم و حوا اگر باهم ازدواج نمی کردند الان انسانی روی زمین وجود نداشت. نه فقط انسان، بلکه قانون زوجیت برای همه موجودات جهان از گیاهان و جانوران گرفته تا مولکول ها و اتم ها وجود دارد و انسان هم برای این که به کامیابی حقیقی برسد باید خودر ا با قوانین هستی هماهنگ کند.

 

ازدواج خوشبختمان می کند!

 

در یک مطالعه اخیر که در 17 کشور پیشرفته دنیا انجام شد مشخص شد که «افراد متاهل بسیار خوشبخت تر از مجردها هستند». مارتین سلیگمن، روان شناس برجسته دانشگاه پنسیلوانیا می گوید: «ازدواج بیشتر از هر پیوند دیگری بین انسان ها، در خوشبختی آنها نقش دارد.» او معتقد است که ازدواج است که به زندگی افرد معنا می دهد و می گوید خوشبخت ترین افراد دنیا از میان افرادی هستند که ازدواج کرده اند. طبق شواهد موجود و نظر کارشناسان، دو عاملی که بیشترین نقش را در خوشبختی تمام انسان های کره زمین ایفا می کنند عبارتند از: 1 – ایمان به خدا و 2 – ازدواج.

 

ازدواج به ما آرامش می دهد

 

وقتی ازدواج می کنیم رابطه مان را با کسی که به او عشق می ورزیم دایمی و همیشگی می کنیم و همین می تواند ما را از استرس ها و تنش های یک رابطه عاشقانه نجات دهد. با ازدواج رابطه ما از آن چه که هست استوارتر می شود و دیگر این نگرانی را نداریم که ممکن است او را از دست بدهیم.

 

یک علت این آرامش عشق است. نیروی عشق آرامشی بی نظیر به ما می دهد که در کمتر جایی می توانیم آن را پیدا کنیم. این نکته را خداوند هم در قرآن مجید نقل به مضمون فرموده است: «برای شما همسرانی از جنس خودتان آفریدیم تا به واسطه آنها به آرامش برسید و بین شما محبت و دوستی برقرار کردیم.»

 

ازدواج کنید تا سالم بمانید

 

همچنین یک بررسی دیگر نشان داد رابطه خوب با همسر سیستم دفاعی بدن را به میزان قابل توجهی تقویت می کند و این که حتی زخم های افرادی که رابطه خوبی با همسرشان دارند زودتر خوب می شود! نقش ازدواج در سلامتی روان هم به همین میزان ثابت شده است. نتایج یکی از این مطالعات بسیار جالب توجه بود: افراد متاهل کمتری درصد افراد بستری شده در بیمارستان های روانی را تشکیل می دهند (بیشترین تعداد، مربوط به کسانی بود که در رابطه شکست خورده و از همسر خود جدا شده بودند). ازدواج سالم می تواند شما را از گرفتاری به بسیاری از ناراحتی های روانی ازجمله افسردگی نجات دهد.

مردان و زنان مجرد خود را همسر دهید، ... اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می کند. خداوند گشایشگر و آگاه است.» (32، نور)

 

ازدواج وضعمان را خوب می کند!

 

متوسط درآمد سالانه متاهل ها بیشتر از مجردهاست. بعضی از تحقیقات نشان می دهد که مردان متاهل حتی تا سه برابر بیشتر از همتایان مجردشان درآمد دارند. یکی از مطالعات جالب توجه که در سال 2004 در نشریه دیدگاه های روان شناسی به چاپ رسید حاکی از این بود که احتمال صاحب خانه بودن متاهل ها 7 برابر بیشتر از مجردهاست و متاهل ها 80 درصد بیشتر از مجردها دارای ثروت و سرمایه و پس انداز هستند. ازدواج کردن یعنی شریک شدن زندگی با شخصی دیگر و این شراکت نه فقط از نظر روانی و عاطفی بلکه از نظر اقتصادی هم اتفاق می افتد؛ وقتی زندگیمان را با کسی شریک می شویم یعنی هزینه هایمان، تلاش هایمان و سرمایه هایمان را هم با اهم شریک می شویم.

 

اما مهم تر از مقرون به صرفه بودن، قولی است که خداوند در این باره به ما داده است: «مردان و زنان مجرد خود را همسر دهید، ... اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می کند. خداوند گشایشگر و آگاه است.» (32، نور)

 

عشق واقعی را در ازدوج تجربه می کنیم

 

در یک مطالعه که در سال 2000 توسط کونتز در ایالات متحده منتشر شد بیان شد که مهم ترین چیزی که مردم از ازدواج انتظار دارند عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است. در مطالعه ای دیگر وقتی از افراد مجرد خواستند که بگویند با ازدواج نکردن چه چیزی را از دست خواهند داد، 45 درصد مردان و سه چهارم زنان اعلام کردند «عشق و دوستی». زندگی بدون عشق برای اکثر ما معنایی ندارد.

 

ازدواج دو خط شکسته را یکی می کند، به دو زندگی بی هدف، کار می بخشد و نیروی هرکدام را برای انجام آن کار دو برابر می کند

 

ازدواج به زندگی ما معنای بیشتری می دهد

 

مارک تواین می گوید: «ازدواج دو خط شکسته را یکی می کند، به دو زندگی بی هدف، کار می بخشد و نیروی هرکدام را برای انجام آن کار دوبرابر می کند. به دو سرشت جست و جوگر دلیلی برای زندگی کردن می دهد و چیزی که به خاطر آن زندگی کنند.»

 

ازدواج باعث می شود هدفمندتر زندگی کنیم. اگر پیش از ازدواج هنوز بچه مامان و بابا بودیم، حالا دیگر همسر کسی هستیم و به زودی هم ممکن است پدر یا مادر کسی شویم و این یعنی زندگی ما بیشتر از آن ارزش دارد که بخواهیم سرسری آن را بگذرانیم. بعد از ازدواج دیگر مال خودمان نیستیم بلکه مال همسر و فرزندانمان هم هستیم. به خاطر همین باید بیشتر به فکر زندگیمان باشیم. مسوولیتی که ازدواج برای فرد همراه دارد باعث می شود زودتر خودش را جمع و جور کند و آینده نگری بیشتری داشته باشد.

 

پیمودن مسیر زندگی با ازدواج لذت بخش تر می شود

 

اگر بخواهید سینما یا پارک بروید با دوست مورد علاقه تان بیشتر به شما خوش می گذرد یا تنهایی؟ اگر بخواهید مسافتی طولانی را برای انجام کاری بپیمایید چطور؟ یا وقتی می خواهید به مسافرت تفریحی بروید؟

 

اگر انسان سالمی باشید قطعا در هر سه مورد همراهی دوست تان را به تنهایی ترجیح می دهید. در مورد زندگی هم همین طور است. وقتی با کسی که به او علاقه دراید باشید سفر زندگی برایتان لذت بخش تر می شود. در سختی ها به هم کمک می کنید و در خوشی ها هم شادیتان را با هم شریک می شوید.

 

ازدواج برایمان اعتبار می آفریند

 

قبول کنیم یا نه، متاهل ها در جامعه اعتبار بیشتری دارند. در محل کار آنها را بیشتر تحویل می گیریند و در میان دوستان و آشنایان نیز افراد متاهل بیشتر از مجردها مورد اطمینان و احترام اطرافیان هستند. علاوه بر این، متاهل ها از مزایای بیشتری هم برخوردارند.

اصلا چرا باید ازدواج کنیم؟

 

با ازدواج جامعه بهتری خواهیم داشت

 

شاید این حرف که خانواده رکن اصلی جامعه است، برایتان خیلی تکراری و کلیشه ای باشد. ولی به هر حال، از دیدگاه اجتماعی هدف اصلی ازدواج این است که کانون مطمئن برای پرورش فرزندان و اجتماعی کردن آنها شکل بگیرد؛ کاری که خود اجتماع نمی تواند از پس آن بربیاید. آدام اسمیت می گوید: «نخستین نشانه تمدن بشر، ازدواج و تشکیل خانواده است.»

 

در جوامع غربی هم بعد از این که همه آزادی ها و... را تجربه کردند باز به همان نقطه اول برگشتند که برای داشتن جامعه سالم ازدواج و تشکیل خانواده نقش حیاتی دارد. این نتیجه گیری از آنجا حاصل شد که معلوم شد هیچ رکنی در جامعه متمدن، نه آموزش و پرورش، نه دانشگاه و ... هیچ کدام نتوانست مثل خانواده در درونی کردن ارزش ها و ارائه آموزش ها و همچنین برآورده کردن نیازهای روانی و عاطفی کودکان موثر باشد.

 

ازدواج باعث می شود خودمان را بهتر بشناسیم

 

شنیده اید که می گویند مومن آینه مومن است؟ این را درمورد همسر هم می توانیم بگوییم: همسر، آینه همسر است. افراد متاهل در سایه یک رابطه نزدیک و صمیمانه و همچنین در شرایط جدید و مسوولیت های تازه می توانند خودشان رابهتر بشناسند و به نقاط قوت و ضعف خودشان پی ببرند.

 

البته فقط نقاط ضعف نیست که طی ازدواج برای ما آشکار می شود بلکه بسیار از توانمندی های و قدرت هایی که در وجود ما نهفته بوده و تا به حال شرایطی برای بروز پیدا نکرده بود نیز برایمان روشن می شود. شاید تا پیش از ازدواج با غرور فکر می کردید که از پس خیلی چیزها برمی آیید یا خیلی از کارها را به خوبی بلدید، اما بعد از ازدواج وقتی در موقعیتش قرار گرفتید پی ببرید که به این سادگی ها هم نیست یا برعکس، شاید اصلا فکر نمی کردید که بتوانید از پس بسیاری از کارهایی بربیایید که ازدواج شما را در موقعیت انجام قرار داد.

 

ازدواج باعث رشد ما می شود

 

بعد از ازدواج مسوولیت های ما بیشتر می شود، انتظارات خودمان از خودمان و دیگران از ما بیشتر می شود و تلاش بیشتری می کنیم. همین باعث می شود رشد کنیم و استعدادهایمان در خیلی از زمینه ها شکوفا شود.

 

با ازدواج از همه مستقل می شویم و نقش های جدید همسر بودن، عروس یا داماد بودن، پدرشدن یا مادرشدن و... باعث می شود ما در موقعیت های گوناگون و بی شماری قرار بگیریم و تجربه های زیادی به دست بیاوریم. نقش هایی که بدون ازدواج هرگز تجربه نخواهیم کرد. تجربه پدر یا مادرشدن یکی از تجربه های عمیق زندگی است که ازدواج آن را به ما هدیه می کند و از طریق آن وارد دنیایی جدید و پر از تازگی می شویم. به این صورت به تدریج شخصیت ما وسیع تر و کامل تر می شود.
باتشکر

با سلام

دختری هستم 28 ساله، با اقدامات کاملا سنتی شخصی به خواستگاری من آمده، که از نظر سطح طبقاتی و خانودگی تقریبا همسان هستیم.

اما این شخص از لحاظ مسائل اعتقادی پایبندی خاصی نداره، چیزی رو رد نمیکنه اما چون خانواده پافشاری مثلا برای نماز خواندن و.. نداشتن،نسبت به این مسائل بی اهمیت و تنبل شده.

قرار بر این است که مدتی با هم صحبت کنیم تا ببینیم به تفاهم میرسیم یا نه،

این آقا تقریبا منو مورد تایید دونسته، و سغی براین داشته که با مسائل دینی اشنا بشه و نماز بخونه،

به نظر شما چقدر میشه به حرف این شخص اعتماد کرد و اصلا چطور این اعتماد به دست میاد؟

سلام خدا قوت 
بنده چند بار پیغام گذاشتم فقط یه بار همون اولین پیام جوابم دادین دیگه جواب ندادین
من دختری 27 ساله ام 
خیلی نیاز به ازدواج دارم خیلی هم خواستگار برام میاد یعنی دوستان و آشناها معرفی می کنن 
ولی همیشه به یه دلیلی رد می شن 
دیگه از خواستگار اومدن خسته شدم 
می گم کاش یکی بیاد من سریع باهاش عقد کنم از این درد سر ها خلاص شم 
سنمم رفته بالا دیگه و داره به مرز بحرانی نزدیک می شه 
من پدری دارم فوق العاده سخت گیر برای خواستگارا 
خواستگار زیاد داشتم که بیشترشون رو پدرم رد کردن 
الان خیلی تند خو و عصبی و پرخاشگر شدم 
نمی دونم چرا نمی شه یکیو انتخاب کنم 
باید چکار انجام بدم 
سلام
حاجاقاآیادرمانی‌دارد‌بایدچه‌کرد؟
۲۹ تیر ۹۴ ، ۰۹:۳۲ سید حسین مدارایی
سلام برادر.
ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات و تبریک فرارسیدن عید سعید فطر به اطلاع شما میرسانم با توجه به توجهات و تاکیدات مقام معظم رهبری نسبت به قشر دانش آموز و نوجوان و به منظور پر کردن بخشی از خلاء موجود در فضای مجازی وبلاگ یک نوجوان را راه اندازی کردیم. به منظور به روز رسانی و توسعه این وبلاگ از شما دعوت میکنم تا بعنوان یکی از چند نویسنده این وبلاگ در صورت امکان بخشی از فعالیت خود را در این وبلاگ دنبال فرمایید.
لطفا جهت ایجاد دسترسی مستقیم نام کاربری خود در بلاگ را برای من ارسال فرمایید.
با تشکر.

سلام وخداقوت
بنده طلبه هستم ویرای نتخاب موضوعم احتیاج به مشاوره ای آقای محموداکبری دارم.ونمی دونم چه جوری میشه باایشان تماس بگیرم لطفا اگر آدرایمیل یا سایت ازایشان دارید. به من بدهید.
پاسخ:
باسلام
متاسفانه شماره تماس وایمیل و...از این بزرگوار ندارم
شرمنده حضرتعالی
باسلام ممنون بخاطر  جوابتون امابنده نتونستم مطلبی با عنوان مدیرییت احساسات پیدا کنم.لطفا اگه امکان داره بفرمایید در کدام قسمت میتونم پیداش کنم .
پاسخ:
باسلام خدمت شما
لطفاً ادرس ایمیلتون را ارسال کنید که فایلش را براتون ارسال کنم
موفق باشید.

با عرض سلام وادب
بعضی از کسانیکه با نامحرم در ارتباطند وقتی علت کارشونو میپرسی میگن دوستداشتن یک جنس مخالف باعث میشه به افراد نامحرم دیگه فکر نشه و کمتر باعث گناه بشه.
اگه بخوایم به این افراد جواب بدیم  از چه طریقی میتوان وارد شد البته باتوجه به این ماله که توضیحات اولیه داده شده و فلسفه نتایج سوء دوستی و ارتباط با نامحرم توضیح داده شده.
باتشکر
پاسخ:
سلام
پاسخ به این سوال مستلزم مقدماتی است که نیاز به توضیح و تفصیل زیادی دارد ؛ لذا مطلبی با عنوان "مدیریت احساسات" منتشر کردم که می توانید جواب سوالاتتون رو در این نوشتار پیدا کنید .
موفق باشید ...
سلام حاج آقا تو رو خدا جوابمووووو بدین! توروخدا
من متاسفانه دچار خودارضایی میشم دختری بیست و سه ساله ام! ولی بعد ازخودارضایی نمیدونم باید غسل کنم یانه!! چون نمیدونم اوج لذت جنسی چیه?!? نمیدونم اصا من به اوج لذت جنسی رسیدم یانه?!? ی لذت خیلیییی خیبیی کم میبرم درحد چندثانیه! ی حالی بهم دست میده شاید مث سستی!که ازخودم بدم مباد بعد ازون عمل! ناراحتم توروخدا
باعرض سلام وارادت.

در روابط دوستی های دختران و پسران چگونه میتوان محبت حقیقی را برای آنان تشریح کرد به گونه ای که بعنوان یک جایگزین بپذیرند.البته اصول اولیه (تشریح معنای محبت،پیامدهای این نوع روابط دوستی و...)را انجام داده وعملی کرده ام اما تخصصا میخواهم بدانم چگونه این جایگزین معرفی شود؟
پاسخ:
باسلام خدمت شما
هرچیزی اول لذت و... را به شما نشان نمیدهد چون انس با آن ندارید ولی با کمی مراوده و تمرین میشود انس و محبتی بین خود و عمل ایجاد کرد مثلاً کسی که نماز نمیخواند ، انس هم با نماز ندارد ، با چند بار خواندن هم بوجود نمی آید ؛ ولی با تمرین با نماز و استمرار و توجه به انس عجیبی دست پیدا میکنیم .
لذا برای محبت حقیقی باید تمرین کرد ...
موفق باشید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"