خاطرات حاج آقا :: ترنم مهر

ترنم مهر

سبک زندگی واقعی چیست...؟

به نظر میرسد فایل های جاوا اسکریپت به درستی بارگذاری و اجرا نشده است ، لطفاً دوباره صفحه را بارگذاری بفرمایید .
امضا شده : ۶ تیر ۹۲ ، ۱۳:۰۹
خاطرات حاج آقا

خاطرات حاج آقا ، از عشق های دختر و پسر قبل از ازدواج :

خاطره اول :
دختر خانم که بعد چند سال عشق قبل از ازدواج به شکل مخفیانه حالا بعد از مدتها دعوا با خانواده ها بالاخره با دوست پسرش ازدواج کرده بود.

بعد از مدتی زندگی مشترک به مشاوره مراجعه کرده بود .ظاهر امر این بود که به خواسنه خودرسیده بود اما مدتی بعد از زندگی مشترک شوهر در دعوا زن را بارها به بادکتک گرفته بود که باید به من بگویی با چند نفر دیگر دوست بودی؟

زن با گریه و اشک به من می گفت: (( هرچه قسم خوردم که ما سه سال فقط با هم بودیم و شبی نبود که بدون گریه پشت گوشی تلفن نخوابیم، من فقط با تو بودم و بس!))

مرد هم در جواب همسرش گفته بود: ((چطور توانستی به مادرت دورغ بگویی که می روم کلاس تقویتی و کلاس تقویتیت کنار من در پارک بود از کجا معلوم که به من دورغ نمی گویی؟!))

زن هرچه التماس کرده بوده و قسم خورد بود مرد باور نکرد و این زن را متاسفانه به طرز بسیار بدی کتک زده بود.

براستی عشق های قبل از ازدواج چقدر می تواند در ایحاد سوء ظن بعد از ازدواج موثر باشد؟ دوست خوب من مواظب زندگی ات باش!

خاطره دوم :
مردی سراسیمه و مضطرب در جلسخ مشاوره می گفت: ((وقتی سر کار می روم دلم مثل سیر و سرکه می جوشدکه نکند مزاحمی تلفنی زنگ بزند و خانم او را تحویل بگیرد!؟))

گفتم : ((یعنی اینقدر نسبت به همسرت بی اعتمادی؟!))

گفت :(( اخه شما که نمی دونی آشنایی ما هم تلفنی بود و من بعد از یک تلفن آشنا شدیم توانستم کم کم بااو رفیق شوم وبعد از مدتی تمایل به ازدواج و ... .

الان هم پیش خودم می گویم اگر او با 20 بار تماس تلفنی و مزاحمت من بالاخره موافقت کرد با من دوست شود اگر یک نفر دیگر 50 مرتبه زنگ زد حتما باز هم تسلیم او می شود.))

خاطره سوم :
دختر عمو پسر عمویی که قبل از ازدواج ارتباط پنهانی زیادی با هم داشتند و الان با یک بچه 9 ماهه برای مشاوره قبل از طلاق به من مراجعه کرده بودند.

گفتم : ((مگه نمی گویید قبل از ازدواج با پیامک شب بخیر عزیزم همدیگر به خواب می رفتید و با پیامک صبح بخیر گلم بیدار می شدیم . مگه نمی گویید در عشق و فراقش می سوختم و حاضر بودم برای او جان دهم پس چرا با این دختر 9 ماهه می خواهید طلاق بگیرید؟))

به چشم های من خیره شد و با حالی که حوصله حتی شنیدن صدای همسرش را ندارد گفت: (( نفهمیدم ! بچه بودم ! اشتباه کردم ! غلط کردم ! از همه چیز سیر شدم ! از دستش خسته شدم ! خسته! خسته! خسته!))

دخترم! پسرم!

به زندگی خودت رحم کن! بخدا تو خیلی مهمی، تو خیلی ارزش داری ،کلاس تو خیلی خیلی بالاست .چرا این آینده قشنگ خودت و فرزندت را می خواهی به این راحتی خرابش کنی؟

خاطره چهارم :
چقدر غم انگیز است برایم وقتی به یاد می آورم روزی که یک زن وشوهری که برای مشاوره قبل از طلاق با یک پسر بچه کوچولو 5 سال مراجعه کرده بودند زن و مردی که یک روز دوست دختر و دوست پسر بودند! و الان 7 سال بود کنار هم زندگی می کردندو وقتی از پسر بچه می خواهم از اتاق بیرون برود تا من بتوانم با پدر و مادرش صحبت کنم ،رو به من کرد گفت :((عمو من یک چیزی بگم ؟))

-(( بگو عزیزم!))

(( عمو به مامان و بابام بگو: من اسباب بازی نمی خوام، پفک و بستنی و پارک هم نمی خوام، داخل خونه هم همش بچه خوبی می شم .اماتو راخدا با هم دعوا نکنند.

عمو! از وقتی که با مامان از بابا قهر کردیم و رفتیم خونه ماما جون ، همش بابام می گه بیا پیش من زندگی کن مامانم می گه بیا پیش من! بخدا من هر دوتاشون را دوست دارم.))

براستی چرا این بچه 5ساله بااین ضریب هوش، باید تبدیل به بچه ی طلاق شود؟چرا؟

ای کاش می توانستم گزارش زندگی مشاوره ها را برایتان بازگو کنم تا فقط اندکی نه بیشتر، بازخوانی فکری در نگرش هایتان داشته باشید تا زندگی قشنگتان را با رویاهای خیال پردازانه به تباهی نکشانید.

باور کنید عشق حادثه نیست که شخص با دیدن او یک لحظه دیوانه و شیدایش شود.

باور کنید عشق فیلم هندی نیست مواظب باشید فیلم های هندی شما رافیلم نکند.

باور کنید کسانی الگوهای عشق در رسانه های هندی برای شما شده اند که چندین بار در زندگی شکست و طلاق را تجربه کرده و یا هر روز در دنیا غیر رسمی کنار یک انسان آلوده دیگری هستند.

باورکنید عشق مثل یک بذر است که اگر الان او را کاشتی:

*مدتی طول می کشد که جوانه بزند من به این مدت می گویم مدت شناخت عقلی.

*مدتی طول می کشد که شما بجای لگد مال کردن این جوانه او را مواظبت کنید تا درخچه شود من به به این مدت می گویم روزهای و سالهای اول زندگی و عقد.

* ومدتی طول می کشد که شما با رسیدگی به درخچه ی زندگیتان به کمک گذشت این درختچه آسیب پذیر اول زندگی را تبدیل به درخت تنومندی کنید که هیچ باد و طوفانی او را از بین نبرد.

دست نوشته های حاج آقا

موفق باشید.


کانال تلگرام ترنم مهر

منتشر کننده مطلب : مهدی جزینی
جستار کلمات:

ترنم مهر

خاطرات

طلاق

عشق

قبل از ازدواج

مشاور خانواده

مشاوره

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
"